• مردانی که چرخ‌وفلک بزرگ را می‌گردانند سعی می‌کنند هر واگن را به‌نوبت خالی کنند اما کسانی که بالا گیر افتاده‌اند جیغ می‌کشند و آن‌هایی که پایین‌ترند حاضر نیستند صبر کنند نوبت‌شان برسد و می‌پرند بیرون؛ بعضی‌ها قوزک پایشان می‌شکند، بعضی‌ها مچ دست‌شان.

  • آسمان تیره‌تر شده بود و چراغ‌های تهران تک‌به‌تک روشن. چراغ‌هایی هم در گوشه و کنار آن بام روشن شدند. من گفتم: «فکر کنم برم بهتره. الان دیگه حتما مادربزرگم این‌ها خونه‌مونن.» بقیه گفتند: «یه‌کم صبر کن، اگه چند دقیقه بشینی، همه با هم می‌ریم.» من هنوز جواب‌نداده صدای جرنگی بلند شد، صدای دو سه نفر که «وای، چی بود؟»

  • نامه‌نگاری‌های زن و شوهری جوان در سال‌های جنگ

    گردآوری و تنظیم: مکرمه شوشتری

    در مریوان هستم. خوب، خوب، خوب، الحمدلله. چندنفری مشغول نوشتن نامه هستیم. همه قریب‌به‌اتفاق زن و بچه داریم غیر از دو سه نفر. بالاترین سن حدود شصت سال و پایین‌ترین سن حدود پانزده سال. از همه رنگ است. کوه‌های اطراف مملو از درخت و چشمه‌سار است. اولین چیزی که جلب توجه می‌کند منظره‌ی زیبای کردستان علی‌الخصوص مریوان و اطراف است.

  • سوال مهمی که در این‌جا باید طرح شود این نیست که آیا پدر و مادر باید بچه‌ها را با خودشان ببرند سفر یا بگذارند توی خانه. سوال این است که بهترین سن برای نبردن‌شان چه سنی است؟ جوابش این است: هرچه کوچک‌تر بهتر. آن‌ها که فکر می‌کنند می‌شود روی مسئولیت‌پذیری نوجوان‌ها حساب کرد به‌زودی از خواب غفلت بیدار خواهند شد.

  • برشی از خاطرات جاسوس انگلیسی در قسطنطنیه

    حدود صدوپنجاه سال پیش کتابی منتشر ‌شد با عنوان خاطرات مستر همفر: جاسوس بریتانیا در خاورمیانه که در آن ادعا شده بود این کتاب خاطرات یک انگلیسی است که اوایل قرن هجدهم میلادی به سرزمین‌های اسلامی آمده تا برای دولت بریتانیا جاسوسی کند. حقیقت قضیه کاملا روشن نیست که آیا اساسا این کتاب ساخته‌وپرداخته‌ی دیگران است یا این‌که واقعا جاسوسی با این نام و مشخصات وجود داشته و خاطراتش را ثبت کرده و با فاصله‌ی زیادی پس از مرگش منتشر شده است.

آخرین مطالب

تشنه از خواب

همه‌چیز طبق برنامه پیش رفت و من وارد دانشگاه شدم. اوایل روزهای خوبی نداشتم. سردرگم بودم. روزهای قبل آمدن، در اتاق کوچک خانه‌ی برادرم اتابک در تهران مدام برای خودم زندگی‌ام در ترکیه را تصویرسازی می‌کردم. همه‌چیز شاعرانه بود اما در واقعیت این‌طور شروع نشده بود.

طلا در اعماق

راسکین کتاب‌ها را به دو دسته تقسیم می‌کند: آثار موقتی، آثار جاویدان. کتاب‌های موقتی صحبت‌هایی مفید یا لذت‌بخش‌اند مانند سفرنامه‌ها و خاطرات. یعنی بیشتر شامل نامه یا روزنامه‌اند تا کتاب. کتاب جاویدان نوشته است نه صحبت. تمامی یک زندگی که در چندین صفحه گنجانده شده، پیغامی به ابدیت، حقیقتی که کسی تا به امروز نگفته یا نخواهد گفت.

تهرانی که من بودم

از گردش در محله‌های قدیم تهران خیلی لذت می‌بردم. تصمیم گرفته بودم هر هفته یک منطقه‌ی تهران را کشف کنم. اول از موزه‌ها شروع کردم. اولین موزه‌ای که در ایران از آن دیدن کردم موزه‌ی آبگینه‌ی تهران بود. گاهی بدون برنامه‌ریزی قبلی راه می‌افتادم و مثلا در یک پیاده‌روی از میدان فردوسی تا میدان توپخانه، مغازه‌های عتیقه‌فروشی خیابان منوچهری را نگاه می‌کردم.

‌ مصائب  شیرین

بعد از آن اتفاق به صورت ناخودآگاه یک زبان قراردادی بین ما به وجود آمد. با کمترین خارج شدن صوت از دهان و با اشاره کردن به سوژه‌ی مورد نظر. مثلا اگر قرار بود لباسش را به خشکشویی ببرد و می‌خواست به من هم برای بردن لباس‌هایم تعارف کند، کمد اتاقش را نشانم می‌داد، بعد با دستش به لباس‌ها چنگ می‌زد و بعد همان دست را مثل حرکت اتو روی لباس بالا و پایین می‌برد و این یعنی می‌خواهم بروم خشکشویی.

قهوۀ  چهل‌ساله

بعدها وقتى به چهارراه استانبول رفتم از ندیدن ساختمان باابهتى که بر ما لبخند مى‌زد متاسف شدم. انسان با جایى که زندگى مى‌کند، انسان‌هاى دوروبرش، آرایشگاهی که مى‌رود، میوه‌فروشى که خرید مى‌کند، رستورانى که غذا مى‌خورد انس مى‌گیرد و بعد از مدتى آن مکان‌ها در خاطراتش جایگیر مى‌شوند.