• 48-KargaahRomaan- Pishkhaan

    قسمت چهارم: فصل‌بندی در رمان

    موضوع در رمان یعنی قهرمان، عملی که انجام می‌دهد و هدفش از آن عمل. مثلا وقتی داریم داستانی را می‌خوانیم مکانی که قهرمان در آن است، زمانی که اتفاق در حال افتادن است و نیز عمل و هدف قهرمان از آن عمل، برایمان خیلی مهم است.

  • بچه‌ها جلوی ساختمان مدرسه

    خاطرات یک سرباز معلم در میان عشایر

    گفت سربازها بلد نیستند درس بدهند و از زیر کار درمی‌روند. گفت بهتر است خیلی مراقب باشم چون کوچک‌ترین غیبتم را به اداره گزارش خواهد داد. بچه‌ها را هم از فردا می‌فرستند مدرسه. آخرسر هم توضیحاتی درباره‌ی غیرت عشایری داد و گفت حسابی مراقب باشم که «ما ناموسمون از جونمون عزیزتره.». شروع سختی انتظارم را می‌کشید.

  • ارابه‌های آتش

    به بهانه‌ی هفتم مهر، روز آتش‌نشان

    چنان می‌خواستم آتش‌نشان بشوم که مدت‌های مدید هرگز به این فکر نکردم که شاید نگذارند. نشان‌کرده‌ی آتش بودم. در هم آمیخته بودیم. آتش شومینه با رویاهایی که از ذهنم می‌گذراند، اولین و بهترین روان‌درمان‌گرِ من بود.

  • زنگ رنگ

    چند قاب از مدرسه‌های تالش

    کم‌اند عکس‌های مدرسه‌ای که آدم بعد از دیدن‌شان هوس مدرسه‌رفتن بکند، هوس این‌که صبح از رخت‌خواب گرم بیاید بیرون، کیف بردارد و با بچه‌های همسایه راه بیفتد؛ نه ترسان و محتاط از کنار خیابان شلوغ، یا تنگ و چپیده توی سرویس یا کلافه و بی‌حوصله پشت ترافیک.

  • نقاش‌های کوچک

    یک روز بعدازظهر مادرشان توی چای‌شان قرص خواب‌آور می‌ریزد. پسر نه‌ساله و دختر یازده‌ساله بوده. وقتی به خواب می‌روند با ماشین می‌بردشان جنگل. هوا در حال تاریک شدن بوده. روی ماشین بنزین می‌ریزد و کبریت می‌زند. هر سه می‌سوزند و می‌میرند.

  • 46-dastanetehran-pishkhaan

    اولین دوره جایزه داستان تهران با مشارکت ماهنامه داستان و سازمان زیباسازی شهر تهران. هدف از برگزاری این جایزه، ایجاد زمینه‌ای است برای ثبت تصاویر داستانی از پایتخت ایران و تلاشی در جهت خلق داستان‌های شهری با محوریت شهر تهران.

آخرین مطالب

48-Revayatekohan-pishkhaan
آداب مکتب‌داری

در تادیب و تنبیه اطفال پدرومادر آن‌ها منع نکنند و حمایت و دل‌سوزی را موقوف نکنند و هم‌چنین معلم، اطفال را به‌قدر عادت این زمان در مکتب‌خانه محبوس نکند، از صبح تا چاشت بیشتر نگاه‌داشتن اطفال جایز نیست که غوره‌سوز می‌شوند.

48-Besmellah-pishkhaan
چراغ اگر می‌خواهد که او را بر بلندی نهند، برای دیگران می‌خواهد.
48-Revayat1-pishkhaan
میم الممالک

این آقامعلم خیلی ساده‌دل و بی‌آزار بود و به همین مناسبت شاگردان در کلاس او از هیچ‌گونه شوخی و خنده و حتی ایذاء و آزار او خودداری نداشتند. مثلا تا روی خود را برمی‌گرداند، ملخ‌های کاغذی بر او می‌انداختند و صداهای ناهنجار از خود خارج می‌کردند.

Dar-Astaneh
مقصود یکی است

راه‌ها مختلف است اما مقصد یکی ‌است. نمی‌بینی که راه به کعبه بسیار است؟ بعضی را راه از روم است و بعضی را از شام و بعضی را از عجم و بعضی را از چین و بعضی را از راه دریا از طرف هند و یمن. پس اگر در راه‌ها نظر کنی، اختلاف عظیم و مباینت بی‌حد است اما چون به مقصود نظرکنی، همه متفق‌اند و یگانه.

در فاصله دو گلوله
در فاصله دو گلوله

خیلی از حماسه‌ها و رشادت‌های قهرمانان نامی و گم‌نامِ خط مقدم، هنوز بکر و دست‌نخورده، در انتظار روایت‌شدن باقی مانده‌اند. این متن روایتی است از روزها و ماه‌های آغازین حمله‌ی عراق از زبان آدم‌هایی که جنگ برایشان چیزی بیشتر از اخبار تلویزیون یا صدای آژیر و ضدهوایی بود.