• مهرداد عمراني| بخشي از اثر| 1394

    من در یک روز گرم و چسبنده‌ی تابستانی، به‌گمانم اواخر تیرماه، رسما کتاب‌باز شدم. حالا که چيزي بیش از بیست سال از آن روزها گذشته همچنان بهترین خاطرات زندگی‌ام خاطره‌ي همین کتاب‌بازی‌ها است؛ وول خوردن لابه‌لای قفسه‌های کتاب‌های کهنه و نو و دربه‌درِ این کتاب و آن کتاب شدن.

  • مهسا ايماني| 1395

    چند روایت از «لوازم ورزشی خاک‌خورده»

    تصميم به ورزش كردن معمولا از آن تصميم‌هايي است كه هميشه ته ذهن هر آدمي هست. از آن تصميم‌هايي كه معمولا به‌سرعت نمي‌آيد و قبلش مدت‌ها روياپردازي و سبك سنگين كردن وجود دارد اما معمولا به‌سرعت مي‌رود. تنها گذشت مدتي كوتاه كافي است تا لوازم ورزشي‌اي كه با ذوق و وسواس انتخاب كرده‌ايم سرنوشتي متفاوت با آنچه برايش به مغازه‌ها رفته‌ايم پيدا كنند.

  • شهره مهران

    ‌کتاب‌ها و جزوه‌های شیمی و زبان را می‌ریزم توی کوله‌ام. وقت نمی‌شود اضافی‌ها را جدا کنم. مامان ده دقیقه است توی ماشین نشسته و دو ‌باری هم از آن بوق‌های ممتد عصبانی زده. هنوز جزوه‌ی اصلی شیمی‌ام را پیدا نکرده‌ام.

  • Marten Kross

    دونده به آهنگ منظم نفس‌هایش گوش داد. جوان بود و می‌دانست می‌تواند تندتر بدود اما نمی‌خواست در این تنگِ غروب، حس خوبی را که از فعالیت ملایمش داشت ضایع کند. همه‌ی هیاهوی روز با عرق‌ریزی مدام از تنش بیرون می‌ریخت.

  • 68-Banafshecherktab-Pishkhaan

    مادرهایی سعی کرده‌اند بفهمند مامانِ بقیه کجا زندگی می‌کند و مهارت‌های بچه بزرگ کردن را کجا فرا گرفته اما همگی به در بسته خورده‌اند. بهترین چاره‌ای که به عقل‌شان رسید این بود که بنشینند با سر هم کردن چیزهایی که از او می‌دانند، یک موجود مرکب بسازند.

  • cosimo cavallaro

    دست غریبه از کیف‌دستی بیرون پرید و یک لوله‌ی باریک سیاه به سوتولین داد که با درِ پیچی محکم و مهروموم سربی‌اش به لوله‌ی رنگ بی‌شباهت نبود. سوتولین کمی معذب و سرگشته لوله‌ی لغزان را در دست به بازی گرفت و، هرچند اتاق تقریبا تاریک شده بود، کلمه‌ی «کوآدراتورین» را بر برچسب لوله تشخیص داد که بسیار واضح و خوانا حک شده بود.

آخرین مطالب

Victor Stamp
دفاع آخر

روزهاي كودكي‌ام با اين اميد گذشت كه ببينم روزي عكس پدرم با بازوبند كاپيتاني تيم فنرباغچه روي صفحه‌ی اول روزنامه‌ها چاپ شده. در خيالم عكس و تيتر خبر را آماده کرده بودم: پدرم در عكس با شوماخر خوش‌وبش مي‌كرد. پيراهن راه‌راه زرد و لاجوردي پوشيده و بازوبند كاپيتاني بر بازويش بسته بود.

بيل بردلي در يكي از بازي‌هاي NBA
بازی روی آینه

خود زمین ورزش بخشی از لذتی بود که در تنهایی می‌بردم. هر گوشه‌اش را می‌شناختم؛ سالنی به‌روز با تخته‌های بادبزنی و شیشه‌ای قابل تنظیم. زمینش صیقلی و براق بود. وقتی رویش حرکت می‌کردم چنان برق می‌زد كه انگار داشتم روی آینه بازی می‌کردم. نور روز فقط از پنجره‌هایی داخل می‌شد که در ارتفاع بسیار زیاد روی سقف شیب‌دار قرار داشتند.

اسب غزل گلگون بغدادي، پيشكشي حسام‌الملك؛ 1318 قمري (1279 شمسي)| از مجموعه‌ي آلبوم‌هاي ظل‌السلطان در موسسه‌‌ي مطالعات تاريخ معاصر ايران
غزل گلگون

يكي از شاهزادگان قاجاری كه اصطبل خاصه‌اش جايگاه‌ اسب‌هاي نژاده و نمونه و ارزشمند بود، مسعودميرزا ظل‌السلطان است. عكس‌هاي اين بخش از ميان انبوه آلبوم‌هاي برجاي‌مانده از ظل‌السلطان در ميان اسناد خانوادگي او و آرشيو‌هاي دولتي دست‌چين شده است. مسعودميرزا در زير هر عكس با خط خودش اسب در تصوير را توصيف كرده است.

كامبيز درم‌بخش
داستان‌های ديدنی

«داستان‌های دیدنی» بخش ثابتی است در مجله داستان برای نمایش قصه‌های تصویری کامبیز درم‌بخش؛ قصه‌هایی کوتاه و ساده که روایتشان، تنها چند فریم طول می‌کشد و با این حال هر کدام چیزی کم از یک داستانک ندارد؛ شروع می‌شود، اوج می‌گیرد و غافلگیر می‌کند. نام صفحه، انتخاب خود درم‌بخش است.

68-YekNafar-Pishkhaan
راجر فدرر: يك تجربه فرا انسانی

تقریبا همه‌ی کسانی که تنیس دوست دارند و در چند سال اخیر رقابت‌های تنیس مردان را در تلویزیون دنبال می‌کنند، لحظاتی داشته‌اند که می‌توان به آن‌ها «لحظه‌های فدرری» گفت.