• مردی که زمستان‌ها آن‌جا مسئول بار بود و تابستان‌ها بی‌کار، مچم را گرفت و تهدیدم کرد که بهش حق‌السکوت بدهم تا به پدر و مادرم چیزی نگوید. بهش گفتم که گورش را گم کند. به پدر و مادرم گفت.

  • همین‌که برزیل یک سوی این دیدار بود کافی بود تا همه‌ی دوستداران فوتبال حتی در روستاهای دور هم تا آن‌وقت شب برای تماشای بازی بیدار بمانند. برزیل در دو بازی قبلی خود با سوئد و کاستاریکا برنده شده بود.

  • بهمن عبدی: قسمت اول

    برای فصل اول این بخش که تا چند شماره‌ ادامه دارد سراغ بهمن عبدی رفته‌ایم. طراح و انیماتور باسابقه که روزهای کودکی‌ و جوانی‌مان را با آثارش در تلویزیون از عنوان‌بندی سریال درخانه تا آقای‌‌ایمنی و کاریکاتورهایش در مجله‌ی طنز و کاریکاتور و کیهان کاریکاتور جادو می‌کرد.

  • پدربزرگم بنده‌ی رویا بود. شاید همین خصیصه ما را این‌همه به هم نزدیک کرده بود. توی خیال‌هایش همیشه یک چراغ روشن بالای سرش بود. در حالی که همه‌ی جهان در تاریکی نشسته و چشم به او دوخته. همه‌ی جهان نفسش را حبس کرده و زل زده به یکی به دوی پای او که گوشه‌ی رینگ انگار دارد می‌رقصد.

  • شبی که قرار است حمید استیلی در بازی‌های جام جهانی آن گل تاریخی قرن را به دروازه‌بان آمریکایی بزند، دسته‌جمعی با همکاران جوانم از دفتر روزنامه‌ی جامعه بیرون زده‌ایم. احتمال می‌دادیم شب بلند خوشی باشد.

  • بازیکن دویده و شرشر عرق ریخته و یادش رفته چه خوش‌اقبال بوده از صف صدها صدها بازیکن با استعداد راهش کشیده به آن میدان. یادش رفته هزار هزار تن غبطه‌ی کفش‌هایش را می‌خورند و آرزوی پوشیدن پیراهن شماره‌دارش را دارند.

آخرین مطالب

مردان فوتبالی

گلن هادل در جام‌جهانی ۱۹۹۸و مارادونا و کاپلو در جام‌جهانی ۲۰۱۰. او تصاویری پرجزئیات از حرکت‌ها و کنش‌های آن‌ها نشان‌مان می‌دهد که فقط یک بخش برجسته‌شده از کل زندگی حرفه‌ای آن‌ها است. این‌ها مربی‌هایی‌ هستند که برای تغییرات اساسی انتخاب شده‌اند و قرار است یک تیم ملی را دوباره احیا کنند اما همه سر آخر یک وجه اشتراک دارند: ناکام‌اند.

از شام تا سحر

برای آن‌ها وجود یک بعدازظهر صاف و آسمان بدون ابر خیلی اهمیت دارد چون اگر نتوانند هلال ماه را در پشت ابرها مشاهده کنند باید یک روز دیگر را نیز روزه بگیرند. به همین علت است که جماعت نظاره‌کننده با چشمان باز و دقت فراوان در حالی که از ته دل آرزومند مشاهده‌ی ملکه‌ی شب هستند، دیدگان را به سوی آسمان می‌دوزند.

مردی که زیاد برزیلی نبود

در دوره‌ی دبستان و حتی اوایل راهنمایی در تیم‌ فوتبال دهداری بازی می‌کردم و لباس ورزشی‌مان قرمز بود. عاشق این رنگ بودم و طرفدار پرسپولیس اما نمی‌توانستم به کسی بگویم. مگر می‌شد در آبادان طرفدار صنعت نفت نباشی؟

میمِ عزیزم

یکی از کارهای هیل در ایران توسعه و آموزش فوتبال بود. هیل در یکی از نامه‌هایش گزارش مختصر یکی از فوتبال‌‌های پاییزه‌ی شهر را برای نامزدش به‌اختصار تعریف می‌کند و نام عکاسی را می‌برد که در آن روزها از بازی‌شان عکس‌ برداشته. دست‌کم بر اساس این متن می‌توان گفت که فوتبال بیشتر از صد سال در ایران سابقه دارد.

‌ بـازی روی  سكوها

طرفداران دوآتشه‌ی دو تیم دن‌هاخ و آژاکس در سال ۱۹۸۸ به جان هم افتاده‌اند، دن‌هاخی‌ها بین تماشاچی‌های آژاکس بمب دستی که می‌اندازند و ماجرا شروع می‌شود؛ دعوای مفصلی که بیست‌وپنج زخمی داشته و داور بازی را نصفه‌کاره قطع کرده. در سال ۲۰۰۵ دوباره طرفداران دو تیم به جان هم می‌افتند و هنوز اگر در استادیومی کنار هم باشند احتمال همه‌چیز هست.