پرواز فونیکس

دم درِ خانه وقت پوشیدن کفش‌ها، امیر با یک لقمه کتلت پیچیده در لواش ظاهر می‌شود. اسم داستان را پیدا کرده و طبق قرار حرف آخر از آن اوست: «حادثه‌ی خونین».