۱۳۳۸، تهران. مترجم و پزشک. دانش‌آموخته‌ی دانشگاه ساپینزای رم. رمان‌های «سر بربادرفته‌ی داماشنو مونتیرو» و «مزرعه‌ی چکاوک‌ها» و مجموعه‌شعر «از خاک تا افلاک» از ترجمه‌های او است.

مرداد ۱۳۹۷

هر بار کابینت آشپزخانه را باز می‌کنم، می‌بینم زیر نان تازه‌ای که آن روز یا روز قبلش خریده‌ایم، چندین و چند کیلو نان کهنه تلنبار شده، شاید حتی یک هفته یا ده روز روی هم انبار شده‌اند. هر بار تعجب می‌کنم چرا زنم آن‌ها را دور نریخته، کاری که حتما خودم می‌کردم، اما تعجبم طولی نمی‌کشد، یادم می‌افتد.

تیر۱۳۹۷

منم. امروز ششم آوریل هزار و نهصد و پنجاه‌و‌پنجه. روی یه نیمکت نشسته‌یم و فکر می‌کنیم دنیا خیلی کوچیکه و خیلی بزرگ و همین‌قدر زور ما برای غلبه بهش کافیه. اشعه‌ی آفتاب می‌خوره به یه ویترین و نقش و رنگ‌های غیر واقعی درست می‌کنه اما ما ویترین رو می‌بینیم.