مرداد ۱۳۹۷

آثار برجسته‌ترین نویسندگان قرن بیستم ایتالیا تقریبا همگی به فارسی ترجمه شده‌اند و مدام هم تجدید چاپ می‌شوند.اما نویسندگان امروز چطور؟ مشهورترین‌هایشان، مثل اری د لوکا، سوزانا تامارو، الساندرو باریکو و مائوریتزیو ماجانی، پیش از این از طریق ترجمه‌ی برخی از کتاب‌هایشان به مردم ایران معرفی شده‌اند.

مرداد ۱۳۹۷

ما این‌طوری داستان شدیم، مجله‌ای که خواندنی بود و توصیه‌کردنی و منشا لحظه‌های رهایی. ما توی کیف جا می‌شدیم، همه‌جا بردنی بودیم، تبلیغات لازم نداشتیم، کافی بود قبل از مصرف تکان‌مان بدهند تا جای خودمان را در دل ‌همه باز کنیم.

تیر۱۳۹۷

انگشت اشاره‌ای که یک قالب یخ را در آب یک کاسه‌ی چینی گل‌ و مرغ می‌چرخاند. مرغ شبیه گنجشک است یا قناری‌ای که دارد ادای گنجشک درمی‌آورد، بدرنگ شده یا رنگش پریده.

خرداد ۱۳۹۷

سالگرد مجله برای ما این‌طوری است که تمام شماره‌های یک سال را می‌گذاریم جلویمان و نگاه می‌کنیم چه‌کردیم و برای سال بعد چه باید بکنیم. وقتی برای هشتمین سال قرار است ا‌ین‌کار را بکنیم همه‌چیز ترسناک‌تر هم می‌شود، فکر می‌کنیم هرکاری را بلد بوده‌ایم تا حالا کرده‌ایم.

اردیبهشت ۱۳۹۷

از گفته‌ها و شنیده‌ها که بگذریم و به ادبیات امروز ترکیه نگاه کنیم متوجه می‌شویم پیوندها همچنان باقی است. دغدغه‌ها، روابط انسانی و فضاهای شهری در داستان‌های کوتاه بسیاری از نویسندگان ترک بی‌شک برای مخاطب ایرانی آشنا است اما متاسفانه آشنایی ما با ادبیات ترکیه کم است و از صدها نویسنده‌ی معاصر تنی چند را می‌شناسیم.

اردیبهشت ۱۳۹۷

اردیبهشت آن یاقوت است، آب نمی‌آورد اما تشنگی را می‌برد. چیزی پوشیده در هزار چیز بی‌ربط، ماهی که سالی را می‌سازد. ماهی که زمین را می‌جوشاند و میراندنش را مهیا می‌کند، امید می‌آورد و ناامید می‌کند. در باغ سبز نشان می‌دهد و خنده‌خنده می‌رود.

اسفند ۱۳۹۶ و فروردین ۱۳۹۷

بهار که می‌شود اما ما حساب می‌کنیم، پارسال را چرتکه می‌اندازیم، سال‌های قبل‌ترش را حتی. فکر می‌کنیم راه رشد همانی‌است که تا حالا بوده، روی سودها سرمایه می‌گذاریم، روی ضررها سرپوش. خیال می‌کنیم این تنها روش زندگی است، تنها راهی که ما را می‌رساند به جایی که باید.

بهمن ۱۳۹۶

در ادبیات‌ فرانسه‌، «داستان‌ کوتاه‌» در مقایسه‌ با شعر و رمان‌ ژانر محبوبی‌ نیست‌ و فراوانی‌ کمی‌ دارد، این‌ ادبیات‌ داستان‌های‌ کوتاهی‌ دارد که‌ در کنار شاهکارهای‌ داستان‌‌های کوتاه‌‌ ادبیات‌های‌ دیگر قرار می‌گیرند.

بهمن ۱۳۹۶

سال‌هایی که برفی نمی‌نشیند و خبری از زمستان نمی‌شود همین‌جور است. آدم نمی‌داند با کلاه‌ها و پوتین‌ها و شال‌گردن‌ها چه کار کند. با لباس‌هایی که همه‌ی سال را منتظر همین یک ماه و یک هفته و یک برف سنگین مانده‌اند. برف که نمی‌بارد و زمستان که تمام‌قد نمی‌ایستد و آن روی سرد و سختش را نشان نمی‌دهد انگار چیزی در آدم‌ها واخورده باقی می‌ماند؛ بلاتکلیف و معطل.