داستان

ایوان توپوریشکین، پدر، برای تمام مهمان‌های سر میز سفارش غذا می‌دهد. پیشخدمت بی‌هیچ مقدمه‌ای می‌گوید: «ولی این غذا اصلا خوشمزه نیست.»

همه‌ی کسانی که دورتادور میز نشسته‌اند سر بلند می‌کنند و پیشخدمت را نگاه می‌کنند.

پیشخدمت تکرار می‌کند: «این غذا اصلا خوشمزه نیست» و نگاه می‌اندازد به تک‌تک مهمان‌ها و نگاه می‌کند به ایوان توپوریشکین، پدر.

ایوان توپوریشکین، پدر، یک بار دیگر انگشتش را می‌گذارد روی شماره‌ی ۳۰۱۲ و می‌گوید: «من می‌خوام.»

پیشخدمت برای سومین بار می‌گوید: «ولی اصلا خوشمزه نیست»، شماره‌ی ۳۰۱۲ را یادداشت می‌کند و می‌رود که برود آشپزخانه.
 

ادامه‌ی این داستان را می‌توانید در شماره‌ی هشتادونهم، تیر ۹۷ ببینید.

این داستان سال ۱۹۹۵ در مجموعه ‌داستان ۳۳ Augenblicke des Glücks منتشر شده است. ترجمه‌ی داستان از زبان آلمانی انجام شده.

نظر شما

(لازم)