عقربه‌ها

آذر ۱۳۹۳

پيرمرد نوشته بود: «اين ساعت سال‌ها به من گفته است: دير شد، بجنب، طرف انتظار مي‌كشد. جلسه شروع شد. ساعت بازديد نمايشگاه به پايان رسيد. فيلم شروع شد. بانك تعطيل شد. نان تمام شد. بقالي بست. يارت رفت. رفیقت رفت. دكتر رفت. عمرت تمام شد. بيچاره‌ام كرد اين ساعت چهل‌ودوسال، بس‌كه گفت «دير شد».