۱۳۴۷، گیلان. نویسنده، پژوهشگر، منتقد ادبی و مدرس زبان و ادبیات فارسی. مجموعه‌داستان‌های «بگذریم...»، «بماند...» و «بادهایی که از هندوکش می‌وزید» و مقالات متعددی در زمینه‌ی نقد ادبیات نوشته است.

مرتضي نيك‌نهاد| از مجموعه‌ي رشت| 1395

آبان ۱۳۹۵

كاش تابستان بعدش نمي‌رفتيم. ما توي تهران برنامه زياد داشتيم، دوست و رفيق هم فتّ و فراوان. جشن پايان‌ترم مي‌گرفتيم و صفا. ولي آن سال امتحان آخر را که دادیم، فردايش شهر خودمان بوديم. چي داشت آن شهر خفه‌ي بي‌خاصيت كه وقت و بي‌وقت هوايش مي‌زد به سرمان؟ دست خودمان نبود. ولي آن روزها ولوله‌اي دیگر به سرمان افتاده بود كه به اين راحتي‌ها بيرون‌برو نبود.

بخشی از عكس هامد جابرها از مجموعه  Somewere The  Sunlight

دی ۱۳۹۴

جنگ از روزی شروع شد که خانم چکاوک پاکت نامه‌ را از زیر در ورودی خانه‌اش برداشت. درِ پاکت با چسب‌نواری بسته شده بود. نامه از جنس کاغذهای خوشنویسی بود با طرح ابر‌و‌بادی ملایم. با مرکب براق به خط شکسته‌ي تحریری نوشته شده بود: «خانم محترم، حمام ساختمان شما آب می‌دهد، دیوار خانه‌ام طبله کرده است، خواهشمندم هرچه زودتر اقدامات لازم را مبذول فرمایید. همسایه‌ي طبقه‌ي اول.»