آبان ۱۳۹۶

. این درست که لازم نبود صفحه‌های سیاه‌رنگ تویش بگذاری، فقط باید پیچش را می‌چرخاندی تا صدایش دربیاید ولی مثل گرامافون نبود که هروقت روز که بخواهی حرف بزند و آواز بخواند. تک‌گویی‌اش را از صبح زود با پخش کردن «در پناه خدا باد پادشاه» شروع می‌کرد. بعدازظهرها ساکت می‌شد و باز عصر برنامه‌اش شروع می‌شد تا ده یازده شب که یک بار دیگر «در پناه خدا باد پادشاه» را می‌خواند و به خواب می‌رفت.

تیر ۱۳۹۶

در طول ساعت‌های درسی، کلاس و کل مجموعه‌ای که مدرسه‌مان در آن قرار داشت، ویژگی‌های بی‌شماری داشتند که مجذوبشان می‌شدیم اما کلاس خالی سرشت کاملا متفاوتی داشت که هر روز تغییر می‌کرد. بنابراین، من مدام در حال کشف‌های جدید بودم و همین باعث می‌شد در ساعت ناهار از بقیه عقب بیفتم.