۱۳۲۳، کرمان. داستان‌نویس، فیلم‌نامه‌نویس و عضو فرهنگستان زبان‌وادب فارسی. کارشناسِ زبان انگلیسی. چهره‌ی ماندگار ادبیات داستانی (۱۳۸۴). آثار او به زبان‌‏های هندی، عربی، انگلیسی، آلمانی، اسپانیایی، هلندی و فرانسوی ترجمه شده و جایزه‌های متعددی دریافت کرده‌اند. برخی آثار او عبارت‌اند از «بچه‌های قالیباف‌خانه» برنده‌ی جایزه‌ی شورای کتاب کودک (۱۳۵۹) و جایزه‌ی جهانی اندرسون (۱۹۸۶) و «قصه‌های مجید» که جایزه‌ی مخصوص کتاب برگزیده‌ی سال ۱۳۶۴ را دریافت کرده‌ است. او همچنین نویسنده‌ی فیلم‌نامه‌ی‌ فیلم‌های «تیک‌تاک» و «کیسه برنج» است و برخی از آثارش مانند «خمره»، «چکمه»، «مهمان مامان» و «مربای شیرین» مبنای اقتباس سینمایی قرار گرفته‌اند. مجموعه‌داستان «ته‌خیار» آخرین اثر اوست که ماه گذشته منتشر شد.

اسفند ۱۳۹۵ و فروردین ۱۳۹۶

وقتی منصور نبود، طوطی کلید را از زیر آجر لق سر پله‌ها برمی‌داشت، می‌رفت تو. دماغش را می‌گرفت. خم می‌شد، از زیر تخت جوراب‌های مچاله را برمی‌داشت، می‌برد سر حوض. می‌شست، با پودر و صابون عطری. می‌انداخت رو بندِ میان حیاط. می‌ایستاد نگاه‌شان می‌کرد. باد جوراب‌ها را تاب می‌داد. طوطی پیش می‌رفت. بینی جلو می‌برد و عطر جوراب‌ها را در باد بو می‌کشید. خوش بود.

تير ۱۳۹۵

زن زيپ پوشش نايلوني را باز كرد. كت و شلوار آبي آسماني برق زد، برق داشت، برق اتو. نوي نو بود. صاف بود و سالم. بدون چروك، نرم و لطيف. پارچه‌ توي دست‌هاي زن موج داشت و مي‌لرزيد؛ خوش‌دوخت بود.

عقربه‌ها

آذر ۱۳۹۳

پيرمرد نوشته بود: «اين ساعت سال‌ها به من گفته است: دير شد، بجنب، طرف انتظار مي‌كشد. جلسه شروع شد. ساعت بازديد نمايشگاه به پايان رسيد. فيلم شروع شد. بانك تعطيل شد. نان تمام شد. بقالي بست. يارت رفت. رفیقت رفت. دكتر رفت. عمرت تمام شد. بيچاره‌ام كرد اين ساعت چهل‌ودوسال، بس‌كه گفت «دير شد».