با تو حرف می‌زنم

مرداد ۱۳۹۳

بچه که بودم همه‌ی عمرِ تو را می‌دیدم. زندگی به بلندی یک روز بود؛ با هر خواب می‌مرد و با هر بیداری دوباره زنده می‌شد. در طول روز، تمام سنینِ یک عمر به چهره‌ی تو می‌آمدند و هیچ‌کدام‌شان یک ساعت هم بر چهره‌ات نمی‌ماندند. تو به معنای همیشه بودی.