دی ۱۳۹۵

به مشتری‌ها نمی‌گویم: «غرق یا شناور در نور و آفتاب»، غلو نمی‌کنم، می‌گویم: «تا ساعت دوازده ظهر نور خوبی داره.» نمی‌گویم: «این خونه روی همکفه.» می‌گویم: «دقیقا سيزده پله داره.» وقت نشان دادن خانه، روی سرامیک ترک‌خورده نمی‌ایستادم که مبادا مشتری متوجهش شود. این چیزها را کم‌کم یاد گرفتم.

شهریور ۱۳۹۵

سفر به مثلث طلايی هندوستان

خارج شدن از سرزمین مادری و قدم گذاشتن به کشوری دیگر در نگاه اول انگار تنها کشف مکان‌ها و آدم‌های تازه است. اما موازی با همین اتفاق، اتفاق دیگری هم در شرف وقوع است. مواجهه‌ی بی‌واسطه‌ی آدمی با خودش در سرزمینی تازه و ناشناخته باعث می‌شود به کشف و شهود بپردازد و برخی خصلت‌های درونی را دوباره از نو کشف کند.