شهریور ۱۳۹۵

آن‌قدر كه او از داشتن ما پشيمان و آزرده بود، من و فرهاد از خودمان دلخور نبوديم. وقتي مادری اين‌طور درباره‌ی بچه‌هایش حرف مي‌زند، كي می‌تواند درک کند چه غصه‌‌ی بزرگی توی دلش دارد؟ مامان با اين حرف‌ چشمش را روی سهمی که در زندگی ما داشت می‌بست و بدبختي‌ها را گردن سرنوشت می‌انداخت.