۱۳۳۷، تهران. نویسنده، فیلمنامه‌نویس و نمایشنامه‌نویس. کارشناس ادبیات نمایشی از دانشکده‌ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران. رمان «ظهور» در سال ۱۳۷۸ رمان برگزیده‌ی سال و رمان «ملاقات در شب آفتابی» در سال ۱۳۷۶ برنده‌ی جایزه‌ی کتاب سال شدند. مؤذنی برای رمان «ارتباط‌ ايرانی» از طرف شورای نويسندگان روسيه تحسين شد. مجموعه‌داستان «چهار فصل» و رمان‌های «سفر ششم» و «نه آبی نه خاکی» و فیلمنامه‌های «ملیکا»، «انتقام» و «تفتیش» از دیگر آثار او هستند.

بابا فرمان را می‌چرخاند و مویی از کنار پسر رد می‌شود اما پسر تعادلش را از دست می‌دهد و می‌افتد و سرش می‌خورد به سپر عقب ماشین و همین. ضربه‌ی‌ آن‌چنانی هم نبوده. حتی سپر ماشین بابا تو هم نرفته. بابا فقط صدای تق شنیده و از آینه‌ی بغل ولو شدن پسره را روی زمین دیده. هیچ‌کس تو خیابان نبوده.