۱۳۵۳، مشهد. نویسنده، فیلم‌نامه‌نویس و منتقد. مجموعه‌داستان‌های «بیا بریم خوشگذرونی» و «ابر صورتی»، رمان «فریدون پسر فرانک» و فیلم‌نامه‌ی «دل خون» از جمله آثار او هستند.

مامان هنوز زنده است

شهريور ۱۳۹۴

بابا ساعت شیش صبح توی خواب مرد. تکونش دادیم، بغلش کردیم، موهاش رو کشیدیم ولی بابا به موجود ناشناخته‌ی ترسناکی تبدیل شده بود که هیچ ربطی به چیزی که قبل بود نداشت. تا قبل از ساعت شیش صبح اون روز، من یه دختر شونزده‌ساله‌ی خوشحال بودم که بزرگ‌ترین نگرانیش هماهنگ کردن رنگ کفش‌های کتونی با لاک ناخنش بود و بعد از اون آدم گم‌شده‌ای که از ردیف شدن دو عدد‌ شیش کنار هم می‌ترسه.

لولای داستانی

اسفند ۱۳۹۲ و فروردین ۱۳۹۳

چطور در يك داستان موقعيت‌های متفاوت را به‌هم پيوند دهيم؟

در داستان‌های خوب گشتارها زیرپوستی و ناپیدا هستند، طوری که عموما خوانندگان متوجه وجودشان نمی‌شوند و در لحظه‌ی خواندن احساس می‌کنند به‌آسانی همراه تخیل نویسنده به هر نقطه‌ای که او اراده کرده، سفر کرده‌اند.