ارديبهشت ۱۳۹۵

پسر دانشجویشان آمده بود برساندشان فرودگاه. زن و شوهر مثل مسافرها نشستند صندلی عقب شاسي‌بلند و دخترشان که تازه از دبیرستان برگشته بود، نشسته بود جلو و سربه‌سر برادرش می‌گذاشت. دختر را قرار بود برادرش در راه بازگشت از فرودگاه بگذارد پیش خاله‌اش که تنها نباشد.