آبان ۱۳۹۴

روایت یک ایرانی از مهاجرت غیرقانونی به‌استرالیا

ويزاي سه ماهه به‌مان داده‌اند. باورم نمي‌شود. همه آن نااميدي چند ساعت قبل، جايش را به يک اميدواري عجيب و قوي مي‌دهد. به ساک دستي‌ام که پر از لوازم آرايشگري است نگاهي مي‌اندازم؛ سلام روياي استراليا! هنوز از دستت نداده‌ام.

همه‌ش خوبا می‌رن

بهمن ۱۳۹۳

گفت‌وگوهایی از مراسم تشییع مرتضی احمدی

پنجاه‌سال دوست بودیم. نیم‌قرن. هر پنج‌شنبه می‌رفتیم آب‌گوشت می‌خوردیم. هفته‌ی پیش رفتم خونه‌ش. گفت عمو دلم آب‌گوشت می‌خواد. گفتم عمو یه جایی رو کشف کردم چه جوری! می‌خوای برم برات بخرم بخوری؟ گفت نه عمو نمی‌تونم. باور کن سی‌کیلو بیشتر نبود.