۱۹۷۵، آمریکا. نویسنده و فیلم‌ساز. دبیر مجله‌ی Found که نامه‌ها، نوشته‌ها و عکس‌های دورانداخته‌شده‌ را منتشر می‌کند. روت‌بارت برای نشریات بسیاری ازجمله نیویورک‌تایمز و بیلیور (The Beliver) نیز مطلب می‌نویسد.

اسفند ۱۳۹۳ و فروردین ۱۳۹۴

چندهفته قبل‌‌تر یک نفر در کارگاه به او می‌گوید: «محض رضای خدا خفه شو دیگه. گرند‌کنیون این‌جوری، گرندکنیون اون‌جوری. هیچ وقت پات به اون‌جا نمی‌رسه.» جان هم جواب می‌دهد: «باشه، من رفتم.» ابزارش را تحویل می‌دهد، کارش را ول می‌کند و با بدبختی پول کافی برای خرید یک بلیت از گری‌هوند به آماریلو جور می‌کند. با مادر و پسر نوجوانش كه با آن‌ها در يك آپارتمان زندگي مي‌كرده‌، خداحافظي می‌کند و سوار اتوبوس می‌شود.