قلم و کتری

دی ۱۳۹۳

بعد از سوزاندن كترى، مجبور شدم روشی ابداع کنم تا یادم بیندازد آبی که روی اجاق گذاشته بودم، دارد جوش می‌آید. این بود که گيره‌ی لباس را چسباندم سرِ انگشتم. اتفاقا گيره‌ی محکمی هم بود و مجبور بودم هر بيست‌ثانيه يك‌بار آن را تکان بدهم. اين كار و درد ناشى از آن من را در دنیای واقعی نگه‌می‌داشت تا وقتی که آب واقعا به جوش می‌آمد.