۱۳۳۹، تهران. نویسنده و مترجم. ترجمه‌ی رمان‌های «کوری» (ژوزه ساراماگو)، «خزان خودکامه» (گابریل گارسیا مارکز» و مجموعه‌داستان‌های «عطر پنهان در باد: داستان‌های زنان درباره زنان»، «انجیل سفید» ‌(توبیاس وولف»، «بهترین بچه عالم»، «داستان‌ریزه»، «برادر مرده‌ام به آمریکا می‌آید»، «مردان بدون زنان» (ارنست همینگوی)، «خوش‌خنده» (هاینریش بل»، نمایشنامه‌ی «گل‌های میخک»، مجموعه‌ی داستان‌های «هروقت کارم داشتی تلفن کن» و «کلیسای جامع (دو روایت)» (آثار ریموند کارور) برخی از آثار اوست.‬

ریموند دیگر بین ما نیست، کارور مرده

تیر ۱۳۹۴

اگر بچه روز پنج‌شنبه به دنیا بیاید، تاریخ تولدش سالگرد ازدواج‌شان می‌شود. از مغازه که بیرون می‌رفت فکر کرد چه شود! یک تیر و دو نشان. ولی هنوز واقعا خوشحال نشده بود. شاید برای بار اول عادی باشد. فکر کرد ولی تا چشمش به بچه بیفتد و بغلش کند و اسمش را صدا بزند، همه چیز عوض می‌شود.

توهم بزرگ

دی ۱۳۹۲

چه برنامه‌اي براي زندگی‌ام داشتم؟ مساله‌ي اصلي همین بود. آیا باید بازیگر می‌شدم؟ قولی که به مادر محتضرم داده بودم چه می‌شد؟ معلوم است كه هیچ پاسخی براي اين سوال‌ها نداشتم.