۱۳۶۳، اصفهان. کارشناس علوم دامی از دانشگاه شیراز. نویسنده، ویراستار و نفر اول جایزه‌ی ادبی تبریز برای داستان «پروانه‌ای در موهای توست». او داور جشنواره‌های «نارنج» و «شازده کوچولو» و دبیر دو دوره‌ی جایزه‌ی ادبی «چراغ مطالعه» بوده ‌است.

بهمن ۱۳۹۴

باران را به تمام زبان‌های پادگان خبر می‌داد. فارسی و عربی و ترکی و کردی. گاهی ته‌لهجه‌‌ای از شهرهای دیگر هم می‌آمد. مثلا وسطش به جهرمی می‌گفت: «بارو، بارو» و بلند می‌خندید.

نسخه‌پيچ

تیر ۱۳۹۴

اهل پول جمع کردن نبود. یا می‌داد برای خمس و زکات یا به مادر که او هم همه را به ظهر نکشیده خرج می‌کرد. چیزی تهش نمی‌ماند برای ما بچه‌ها. مجبور بودیم به مرفه‌نمایی. بعد از این همه سال، خانه‌ای معمولی داشتیم و یک اِل‌نود. پدر می‌گفت: «تا صدسال هم اگه خواستین، بمونین همین‌جا. بخورین و بخوابین. ولی اگه می‌خواین مستقل بشین، باید خودتون کار کنین و پول جمع کنین.»