70-goftogo-pishkhaan

مهر ۱۳۹۵

ناداستان چگونه نوشته می‌شود

عنوان پرونده‌ی شما «هنر ناداستان» است. می‌توانم غر بزنم که «پس تکلیف داستان چه می‌شود» ولی اگر این را بگویم یعنی تفاوتی را قبول کرده‌ام که امکان ندارد وجود داشته باشد. داستان، ناداستان ـ این دو تا مدام در هم فرومی‌روند.

67-Goftogo-Pishkhaan

تير ۱۳۹۵

گفت‌وگو با کنزابور و اوئه، نویسنده‌ی ژاپنی برنده‌ی جایزه‌ی نوبل

من جزو آن دسته از نویسنده‌هایی هستم که بارها و بارها متن‌شان را بازنویسی می‌کنند. برای اصلاح مجدد بسیار حریصم. اگر یکی از نسخه‌های دست‌نویسم را ببینید متوجه تغییرات زیادي كه در متن داده‌ام می‌شوید.

66-Goftogo-Pishkhaan

خرداد ۱۳۹۵

گفت‌و‌گوی‌ یکتا کوپان با اورهان پاموک

استانبول شهری است بینابینی. شهری بر لبه‌ی دو جهان شرق و غرب که میزبان مسافران فرهنگ هر دو سو بوده است. اورهان پاموک، نویسنده‌ی ترکیه‌ای برنده‌ی جایزه‌ی نوبل، در مصاحبه با یکتا کوپان، یکی دیگر از نویسندگان معاصر ترکیه، از تاثیر نوشتن در چنین شهری می‌گوید.

65-Goftogo-Pishkhaan

ارديبهشت ۱۳۹۵

آخرین گفت‌وگوی ایمره کرتیس با پاریس ریویو

ایمره کرتیس، نویسنده‌ی مجارستانی برنده‌ی جایزه‌ی نوبل، در فروردین‌ماه امسال پس از سال‌ها تحمل بیماری پارکینسون، در ۸۶ سالگی از دنیا رفت. کرتیس از کودکی با سختی و رنج آشنا بود، نوجوانی‌اش را تحت سلطه‌ی آلمان نازی گذراند و بیشتر دوران بزرگسالی را هم در خفقان کمونیسم زندگی کرد.

64-Jostar-Pishkhaan

اسفند ۱۳۹۴ و فروردین ۱۳۹۵

گفت‌وگوی نیویورکر با آریل دورفمن درباره‌ی داستان «انجیل به روایت گارسیا»

گارسيا دارد چيزی را پنهان مي‌كند، شايد هم بيشتر از يك چيز. مثل همه‌ي آدم‌ها بخشي از زندگي و افكارش را پنهان نگه مي‌دارد. این راهکاری است براي بقا كه پيشنهاد مي‌كند دانش‌آموزان هم از آن تقليد كنند. پس مي‌توانم صادقانه بگویم كه چیزی را که گارسيا خودش نمي‌گويد من هم نمي‌دانم، یعنی همان افكار دروني‌اش كه اجازه‌ي موشكافي‌ آن‌ها را به هیچ‌کس نمي‌دهد.

57-GoftoGu-Pishkhaan

مرداد ۱۳۹۴

گفت‌وگوی اختصاصی با الکساندر همن درباره‌ی داستان «جزیره‌ها» و دنیای داستانی‌اش

شما احتمالا آدم مهربانی هستید ـ حداقل مهربان‌تر از من ـ چون شما در داستان بقا و نجات می‌بینید و من قساوت و بی‌رحمی. فکر می‌کنم بقا درنتیجه‌ی قساوت‌ها پدید می‌آید، پس این دو ناگزیر به هم پیوند خورده‌اند. من می‌خواستم بچه به بهشتی وارد شود (جزیره) و ببیند که آن‌جا، مثل هر جای دیگری، دچار قساوتِ تاریخ شده است.

56-GoftoGu-Pishkhaan

تیر ۱۳۹۴

گفت‌و‌گوی اختصاصی با میروسلاو پنکوف

گاهی حس می‌کنم تنها بعد از ترک بلغارستان بود که یک بلغاری واقعی شدم.از جمعی جدا شده بودم که تا آن موقع اصلا متوجه نبودم جزئی از آن هستم. این جدایی دردآور بود و درنتیجه طبیعتا سعی کردم این درد را تسکین بدهم. نوشتن از بلغارستان به‌نظر راه چاره بود؛در ذهنم فاصله را برمی‌داشتم، می‌توانستم در خیالاتم در لحظه به خانه برگردم و آن‌جا بمانم.

53-GoftoGu-Pishkhaan

اسفند ۱۳۹۳ و فروردین ۱۳۹۴

گمانم به‌خاطر بالاتر رفتن سنم، در طول سفر حس می‌کردم دیگر قرار نیست چندان از این کارها بکنم. سفری ده‌ساعته با اتوبوس به یک ناکجاآباد. پشت هم شهرهای وحشتناک. حس می‌کردم می‌خواهم خوب بفهمم‌شان، چون ذات خداحافظی این‌طوری ا‌ست. این را هم بگویم که این تصویر که از پنجره بیرون را نگاه ‌کنید و هم‌زمان با چیزهای آن بیرون، چهره‌ی خودتان را هم ببینید، تجربه‌ای نیست که درباره‌ی هر سفري صادق باشد.

گزارشی از یک جنایت واقعی

بهمن ۱۳۹۳

به‌نظر من، ژورنالیسم و گزارش‌نویسی باید به سوی آفرینش یک گونه‌ی جدی و جدید هنری سوق داده شود؛ من اسمش را «رمان‌مستند»می‌گذارم. ژورنالیسم هنوز قالبی است که در میان قالب‌های ادبی ـ با توجه به ظرفیت‌هایی که دارد‌ ـ کمتر به آن بها داده‌شده و نیز کمترین پژوهش‌ها در زمینه‌ی آن صورت گرفته است.

52-Goftogu-Pishkhaan

بهمن ۱۳۹۳

گفت‌وگوی اختصاصی با سایمن ون‌بوی

من عمیقا تحت تاثیر آثار کلاسیکِ خاورمیانه و آسیا هستم. معمولا یک‌جور فروتنی و تواضع در سکوت می‌بینم، در سکوتی که بیشتر نشان‌دهنده‌ی قدرت است تا غیاب. سکوت برای من بخش مهمی از جمله‌سازی است. در داستان کوتاه، سکوت صدای خواننده است برای فهم متن، چراکه نویسنده آن‌قدر نوشته که داستان را واردِ بدن خواننده بکند.