اسفند ۱۳۹۲ و فروردین ۱۳۹۳

نویسنده باید صدای خودش را بشنود

اگر داستان‌مان «آنِ» زمانه‌ي خودش را داشته باشد، چاپ مي‌شود. بايد وقت و زمانه‌اش برسد. اين ميراثي است كه براي تو مي‌گذارم، ‌سخن آخر: در چاپ اثرت تعجيل نكن. ميوه‌ي رسيده خودش از شاخه جدا مي‌شود.

چمدان مادرم

بهمن ۱۳۹۲

داستان‌نويسان تازه‌کار از چه نکاتی بايد پرهيز کنند؟

تعدادی از داستان‌های ارسالی خاطره تعریف می‌کنند. خاطره، هم شیرینیِ داستان را دارد و هم کشش آن را اما در خاطره، آن جابه‌جایی که باید در لایه‌های زیرین داستان و یا حتی روی آن اتفاق بیفتد، نیست. خاطره‌نویسی برای خودش آدابی دارد که نوشتن آن‌هم کار هر کسی نیست.

وسوسه نوشتن

دی ۱۳۹۲

درباره‌ی اهميت خواندن به شکل حرفه‌ای

مطبوعات ادبی، فضایی به‌ام می‌دادند که می‌توانستم در آن نفس بکشم و کتاب‌های موردعلاقه‌ام رابخوانم. اما همه‌ی این‌ها فقط به‌عنوان خواننده‌ی داستان به من اعتمادبه‌نفس می‌دادند. برای نوشتن انگار باید دنبال چیز دیگری در وجود خودم می‌گشتم.