ارديبهشت ۱۳۹۶

بخشی از سفرنامه‌ی کریستین سن به ایران

قضیه از این قرار بود که بنیاد کارلسبرگ مقداری پول نقد برای خرید نسخه‌های خطی و کتاب‌های چاپ سنگی در اختیارم قرار داده بود که به کتابخانه‌ی دانشگاه اهدا شد و همزمان کتابخانه‌ی سلطنتی نیز به من نسخه‌های خطی باارزش هنری (مینیاتور و غیره) سفارش داده بود و همین‌طور نسخه‌های خطی درباره‌ی مذاهب اسلامی.

اسفند ۱۳۹۵ و فروردین ۱۳۹۶

برشی از سیاحت‌نامه‌ی داستانی فیثاغورس در ایران

نوشتن قصه‌های تاریخی یا شبه‌تاریخی در قرن هفدهم و هجدهم در كشورهای متمدن آن روزگار مانند فرانسه رونق فراوانی یافته بود. گویی خواننده‌های علاقه‌مند به تاریخ دوست داشتند قصه‌های پرشاخ‌وبرگ و رمان‌گونه‌ای از همان اشخاص تاریخی و سرزمین‌هایی بخوانند كه گزارش‌های علمی و مستندشان را به‌اختصار در كتاب‌های تاریخی خوانده بودند.

آذر ۱۳۹۵

بخشی از سفرنامه‌ی جهانگرد ايتاليايی درباره‌ی ارامنه‌ی اصفهان

جلفا يا جيولفا، در سه‌كيلومتري اصفهان، نزديك قصبه‌ي گبرها واقع شده است و زاينده‌رود آن را از اصفهان جدا مي‌سازد. اين آبادي ارمني‌نشين در بحبوحه‌ي جنگ‌هاي ايران و عثماني به امر شاه‌عباس بزرگ بنا شده است. طول آن پنج‌ كيلومتر و محيط آن قريب پانزده كيلومتر است. باغ‌هاي سرسبز مفصلي دارد كه از دور چون جنگلي مي‌نمايد.

شهریور ۱۳۹۵

گزارشی از سفر رضاقلی ميرزا نوه‌ی فتحعلی‌شاه به انگلستان

ورود اين سه شاهزاده‌ي فراري به لندن كه از كشور رانده و در غربت مانده بودند، فصل تازه‌اي از روابط سياسي و اجتماعي را میان ايران و بريتانيا پديد آورد. سه برادر با هيئتي قدم بر خاک بریتانیا گذاشتند كه همه‌ی توجهات را به خودشان جلب کردند اما از سوي ديگر خودشان هم شيفته‌ي جذابيت‌هاي دنياي مدرن انگلستان شدند.

تير ۱۳۹۵

گزيده‌ای از سفرنامه‌ی نخستين وزيرمختار ژاپن در ايران

تهران شهری است در بستر بیابان خاکستری، لحاف سپید برف کوهسار را به سر کشیده، و هنوز از خواب قرون وسطایی بیدار نشده است. کارمندان سفارت و نمایندگان وزارت امور خارجه‌ی ایران برای استقبالم به فرودگاه آمده بودند.

تير ۱۳۹۵

گزيده‌ای از سفرنامه‌ی مخبرالسلطنه به ژاپن در سال ۱۲۸۱ خورشيدی

ژاپنی خاک خود را نیپُن می‌گوید. زِپانگ نام ژاپن در چینی است. لفظ ژاپن از آنجا پیدا شده است. نیپُن برآمدنگاه آفتاب است. ژاپن شامل نه جزیره‌ی بزرگ است. هشت جزیره از آن‌ها را که نجیب می‌شمارند «یاشیما» می‌گویند.

خداوند به حرمت آن امام گشايشي فرمايد

شهريور ۱۳۹۴

در ساعت هشت از شب گذشته برخاستم، تجديد وضو کرده به حرم مطهر مشرف شدم. باز جمعيت بود. آن شب را از اول شب تا صبح جمعيت در حرم مبارک مي‌آمد. خلاصه من مشغول نماز حضرت فاطمه (ع) شدم. در ايوانچه‌ي بالاي سر حضرت طلب مغفرت و استغاثه مي‌کردم که خداوند به حرمت آن امام فرجي و گشايشي فرمايند.

دور ضريح مبارك بي‌شمع است

تیر ۱۳۹۴

بخشی از سفرنامه‌ی یکی از رجال عصر ناصری به عتبات عالیات

چون به نجف اشرف علی ساکنها آلاف‌التحف برسیدیم، فی‌الحقیقه بهشت برین را به چشم یقین مشاهده کردیم. ظاهرا باغ ندارد ولی صفا و روحی دارد که هیچ باغ و هیچ نزهتگاه آن‌چنان روح و صفا را ندارد. منزلی گرفته فردا به آستان مَلَک‌پاسبان جناب امیرمؤمنان و مولای متقیان شرفیاب شدیم.

ديشب كمي عرق كرده‌است

خرداد ۱۳۹۴

برش‌هایی از یادداشت‌های روزانه‌ی ناصرالدین‌شاه درباره‌ی ملیجک

عزيزالسلطان متصل ميز را تکان مي‌داد. ما جَر آمده بوديم، اوقات ما تلخ شده بود. در اين اوقات‌تلخي، عزيزالسلطان درِ اطاق خودش را که متصل به اتاق ماست قفل کرده بود و آغاعبدالله را در آن‌جا حبس کرده. اين بي‌عقل هم پنجره را باز کرده بود از پنج‌ذرع راه خودش را انداخته، پاي او دررفته.

تیر ۱۳۹۳

هنرنمایی شاطران در عصر صفوی

وقتی شاطر به حرکت درمی‌آمد شانزده تا بیست تن از شاطرهای بزرگان، پیشاپیش یا در دو طرف او به نوبت می‌دویدند و مردم در تمام مدت به صورت و بازوان و پایش گلاب می‌افشاندند تا خنک شود و طراوت و شادابی‌اش را بازیابد.