شهریور ۱۳۹۶

برش‌هایی از كتاب شیرازنامه تالیف قرن هشتم

شاید نخستین و قدیم‌ترین توصیفی که از شیراز شده، متعلق به کتاب تاریخی شیرازنامه باشد که جوانی از خاندان کهن زرکوب شیراز، در قرن هشتم آن را نوشته. وی نگارش شیرازنامه را در بغداد آغاز کرد و در تمام عمر جز این کتاب گرد هیچ کاری نگردید. این کتاب تاریخچه‌ای از شیراز و بنای آن از آغاز تا زمان مولف دارد و با مجموعه‌ای از افسانه‌ها و تاریخ حکما و بزرگان و سلاطین عجم و والیان عرب تکمیل می‌شود.

شهریور ۱۳۹۶

توصیف فارس و نواحی آن در كتاب حدودالعالم

شیراز: قصبه‌ی پارس است. شهری بزرگ است و خرم باخواسته و مردمان بسیار و دارالملک است و این شهر را به روزگار اسلام کرده‌اند و اندر وی یک قهندز است قدیم سخت استوار، آن را قلعه‌ی شه‌موبد خوانند و اندر وی دو آتشکده است که آن را بزرگ دارند.

دی ۱۳۹۵

نوشته‌ای در انواع و فوايد قصه‌خوانی ازقرن نهم هجری

در قصه‌خوانی قدیم بالقوه در ارائه‌ی قصه فعلیت می‌یافت که کار نقال و قصه‌خوان بود. در نتیجه مستمعين گرچه اغلب قصه‌هايي تكراري مي‌شنيدند و خودشان با زواياي آن آشنا بودند و روايت‌هاي مختلفی از آن را اين‌جا و آن‌جا شنيده بودند، باز هر بار مسحور كلام خوش‌آهنگ نقال قصه‌خوان و صناعت قصه‌گویی او مي‌شدند و در سكوت گوش به كلمات او مي‌سپردند، گويي قصه را براي اولين بار مي‌شنوند.

دی ۱۳۹۵

بخشی از مقدمه‌ی كتاب طرازالاخبار در آداب قصه‌خوان و قصه‌خوان‍ی

تا يك سده پيش شكل آگاهي مردم از قصه‌ها و حماسه‌ها در ايران معمولا از راه نقالي و به صورت شفاهي بود. حضار دورِ کسی كه قصه‌دان بود مي‌نشستند و او با هنر نقالي آن‌ها را به عالَم خيال‌انگيز قصه‌ها مي‌برد. قصه چيزي خفته در واژه‌ها و نقش‌شده بر اوراق كتاب‌ها نبود.

آذر ۱۳۹۵

برش‌هایی از رساله‌ای هزار ساله در باب اصفهان

و وادی زنده‌رود و اصفهان شهری است به‌حقیقت مخصوص به اوفی قسمی از مبادی ایادی الهی. گرمایش نه گرمای جروم که جوش او سموم انگیزد و سرمایش نه سرمای صرود که زمهریر آن تگرگ از دماغ ریزد. مزاج چهارگانه‌ی او متعادل‌الاعتدال، نه چون طبرستان تری از چشمش ساکب و نه چون قهستان خشکی بر لب غالب، نه چون خوارزم و ترکستان کرباسوآسا چشم بر هم دوخته از سرما و نه چون مکران پرستوصفت تا گلو سوخته از گرما.

مهر ۱۳۹۵

گزيده‌ای از حكايت‌های کتاب «صد پند»

صد پند مجموعه‌حکایت‌هایی است که از كتب معروفي مثل داستان‌هاي ازوپ و افسانه‌هاي لافونتن و مانند اين‌ها برگزیده شده‌اند. با این‌که ترجمه‌ی متن در بسیاری قسمت‌ها تحت‌اللفظي و ابتدايي به‌نظر مي‌رسد، تلاش نویسنده برای بومی کردن داستان‌ها با تبديل كردن نام‌هاي غربي به نام‌هاي ايراني توجه را جلب می‌کند.

مرداد ۱۳۹۵

آداب کُشتی در يکی از فتوت‌نامه‌های به‌جامانده از قرن نهم هجری

كشتی در ايران پيوند عميقی با آيين فتوت دارد. كشتی‌گيران ايرانی، از پوريای ولی تا پهلوان تختی، به همان اندازه كه به مهارت در كشتی شناخته‌ شده‌اند به جوانمردی و فتوت هم معروف‌اند.

خرداد  ۱۳۹۵

گزيده‌‌ی يكی از قصه‌های جوامع‌الحكايات و لوامع‌الرّوايات

جوهری روی بدان طرف نهاد و زن او حامله بود. زن را گفت: «چون مدت حمل تو به سر آید و پسر آید، او را بر سبیل فال روزبه نام کن، و اگر دختر آید لایق و موافق چنان‌که دانی نامی معین کن.» چون جوهری برفت و مدتی برآمد، او به یک شکم دو پسر آورد. یکی را روزبه نام کرد و دیگری را بهروز.

دی ۱۳۹۴

بخشی از داستان‌های هم‌عصر هزارویک‌شب

قضا را شب گذشته جمعی از یتیمان با پیاده‌های شحنه‌ی شهر درآویخته، ایشان را به ضرب شمشیر منهدم ساخته بودند و امشب ایشان به سروقت او رسیدند و او را از جماعت دزدان شب گذشته تصور کردند و به جفای تمام دست و گردن او را بسته، به خدمت شحنه آوردند و شحنه بفرمود که ملک‌زاده را چوب زنند.

دی ۱۳۹۴

بخشی از نخستین ترجمه‌ی تازه‌یابِ هزارویک‌شب به فارسی

شهرزاد بنياد سخن‌گويي را نهاده گفت: اي پادشاه معظّم، و اي مهتر مکرّم، افسانه‌طرازان چنين گمان برده‌اند که در زمان پيشين و اوان ديرين بازرگان بزرگي از اشراف و اعيان، مالک خواسته‌ي بسيار و خداوند مکنت در همه احوال بود. بندگان نيکورو و غلامان زيبامنظر صاحب‌جمال و اولاد باکمال داشت. دين و وام از حدِ شمار بيرون و قرض و مطالبه از مرتبه‌ي حساب افزون.