تیر ۱۳۹۶

عكس‌هايی از مربيان آفريقايی در ايران دوره‌ی قاجار

آفريقايی‌هايی كه در دوره‌ی قاجار به ايران می‌آمدند، جايگاه‌های متفاوت اجتماعی‌ای داشتند. از ميان آن‌ها گروهی هم بودند كه به‌عنوان مربی به ايران و برخی كشورهای اسلامی نظير تركيه‌ی عثمانی آورده می‌شدند وبه تربيت برخی از فرزندان خاندان سلطنتی و رجال حكومتی می‌پرداختند.

خرداد ۱۳۹۶

گزيده‌هايی از يادداشت‌های سالگرد نخستين نشريات ادبی فرهنگی ايران

در هفت‌سالگی داستان، به سراغ چنین بازتاب‌هایی در اولین نشریات ادبی‌فرهنگی ایران رفتیم. از نخستین نشریه‌ی ادبی ایران یعنی بهار آغاز کردیم و ادامه‌ی کار را در نشریاتی مثل دانشکده پی گرفتیم.

عكس‌های ماه مبارك رمضان در تهران قديم

در تهران قدیم مردم با صدای چهار شلیك توپ سحر از خواب بیدار می‌شدند. صدای توپ‌های شلیك‌شده از چهار‌گوشه‌ی خندق و همراه شدنش با صدای نقاره‌های نقاره‌خانه‌ی شاهی در حیاط ارگ، بانگی بود برای بیدار كردن مومنان روزه‌گیر تا برخیزند و سحری بخورند و پس از خواب تا نیمی از روز، ظهرگاهان، روانه‌ی خرید شوند.

مكاتباتی پيرامون فروش نسخه‌ی جعلی قابوس‌نامه به موزه‌ی سين‌سيناتی آمريكا

ماجرا ظاهرا از آن‌جا آغاز شد كه چند جاعل حرفه‌ای طی سال‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۰ نسخه‌ای نفیس از قابوس‌نامه را جعل و بازسازی كردند و آن را به قیمتی گزاف به متخصصان غربی فروختند. كار این جاعلان چنان دقیق بود كه اغلب كارشناسان ایرانی و غربی فریب خوردند و تا سال‌ها متوجه جعلی بودن كتاب نشدند.

گزیده‌ای از اولین داستان کتاب هزار و یک روز

هزارویک روز کتابی است به سیاق هزارویک شب و گویا به تقلید از آن و برای رقابت با آن نوشته شده است. نویسنده‌ی كتاب داستان‌هایی را تعریف می‌كند كه موضوع كلی همه‌شان یكی است: باوفایی و قابل اعتماد بودن مردان. هدف روایت تك‌تك داستان‌ها این است تا به دختر پادشاه که به‌واسطه‌ی خوابی از مردان گریزان شده، نشان بدهد همه‌ی مردان بی‌وفا و خیانتکار نیستند.

اسفند ۱۳۹۵ و فروردین ۱۳۹۶

برشی از سیاحت‌نامه‌ی داستانی فیثاغورس در ایران

نوشتن قصه‌های تاریخی یا شبه‌تاریخی در قرن هفدهم و هجدهم در كشورهای متمدن آن روزگار مانند فرانسه رونق فراوانی یافته بود. گویی خواننده‌های علاقه‌مند به تاریخ دوست داشتند قصه‌های پرشاخ‌وبرگ و رمان‌گونه‌ای از همان اشخاص تاریخی و سرزمین‌هایی بخوانند كه گزارش‌های علمی و مستندشان را به‌اختصار در كتاب‌های تاریخی خوانده بودند.

اسفند ۱۳۹۵ و فروردین ۱۳۹۶

سيزدهم نوروز در نگاتيو‌های قاجاری

سیزده‌به‌در نقطه‌ی پایان داستان طولانی تعطیلی و خوشباشی ایام نوروز است. پیر و جوان با دمیدن صبح سیزدهم شال‌وکلاه می‌کنند و راهی دشت و صحرا می‌شوند تا این مسیر طولانی را با اوجی سبز و باطراوت به پایان برسانند. سنت بیرون رفتن از خانه و بازی و شیطنت در دل طبیعت و خوردن ناهار و عصرانه روی چمن‌های تازه‌رسته صفای شگفتی دارد.

بهمن ۱۳۹۵

نمونه‌هايی از اولين نقدهای نمايشی در نشريات ايران

پرده بالا می‌رود. آکترها شروع می‌کنند. مهارت آکترها خیلی مایه‌ی تحسین می‌شود. اروپایی‌هایی که در آن‌جا حاضر بودند از مهارت‌ یافتن آکترها در این مدت قلیل خیلی تعریف می‌کردند. به‌اندازه‌ای اعمال و اقوال ایشان طبیعی بود که هیچ نتوانستند فرقی تصور نمایند. در هر مرتبه که پرده می‌افتاد حاضرین دست‌کوبی‌های خیلی شایانی نموده، بسیار تمجید می‌نمودند.

بهمن ۱۳۹۵

از همین اعلان‌ها می‌توان فهمید که در دهه‌های پایانی عصر قاجار، نمایش و تئاتر و صنعت سینما به اوج شکوفایی زمانه‌ی خود رسید. مردمی که بعد از پایین آمدن آفتاب به شب‌نشینی می‌پرداختند، حالا برای دیدن سانس‌های فیلم‌های جدید‌الورود در مقابل سالن‌ها صف می‌‌ایستادند. همین تغییر بود که چهره‌ی جدیدی برای شهر پدید آورد؛ چهره‌ای شبانه که تا پیش از آن وجود نداشت.