توکیو، ژاپن دانش‌آموزان کلاس اول و معلم‌شان تروکو تاکوساکی در هنگام حضور و غیاب آخر وقت در مدرسه‌ی ابتدایی تاکینوگاوا|عكس:Toru Hanai

مهر ۱۳۹۵

چند قاب از کلاس‌های درس در شهرهای مختلف دنیا

فرقی ندارد عکس دسته‌جمعی کدام کلاس درس در کجای دنیا باشد و شاگردانش در چه سن و سالي؛توی هرکدام‌شان چندتایی از این چهره‌ها پیدا می‌شوند. کلاس درس، انگار بیشتر از آن‌که ترکیبِ اتاق و تخته و معلم و شاگرد باشد، از حضورِ این چشم‌ها و نگاه‌ها شکل می‌گیرد.

اعظم شادپور

شهریور ۱۳۹۵

چند قاب از پشت پنجره‌ها

روایت تصویری این شماره عکس‌هایی از پنجره‌های مجموعه‌ي مسکونی اکباتان است. عکاس انگار رهگذری کنجکاو است که پای هر پنجره که رسیده پا کند کرده و چند لحظه‌ای به این قاب‌ها خیره مانده. به اشيايي كه هركدام به دليلي سر از آنجا درآورده‌اند. هر کدام‌ چند وقت دیگر در قاب پنجره‌ها خواهند ماند؟

67-YekMakan-Pishkhaan

تير ۱۳۹۵

چند قاب از مسافران متروی توکیو

خیابان‌های شلوغ، آسانسورهای پر، اتوبوس‌ها و واگن‌هاي مترو قاتل خلوت و تنهايي‌اند. و در عين حال بهترين جا براي خيره شدن و فكر كردن و خيال بافتن. در جمعي چنين فشرده و شلوغ، كمتر مي‌شود چشم گرداند و كسي را جدا كرد و به حس و حالش پي برد.

خانه‌ي امام خميني (ره) در كودكي | محمد ورواني فراهاني

خرداد ۱۳۹۵

روایتی از زادگاه امام خمینی (ره)

کنار اتاق تولد امام، یک اتاقک خیلی کوچولو است که محراب ساده‌ای دارد، آن‌قدری که جای نماز خواندن یک نفر بشود. ظاهرا آن قدیم‌‌ها اتاق را برای نماز خواندن اهل خانه در نظر گرفته بودند. توی خانه‌های الان آدم یا باید وسط هیاهوی تلویزیون و مهمان‌ها قامت ببندد یا برود توی آشپزخانه‌ بچسبد به میز غذاخوری.

65-YekMakan-Khaam

ارديبهشت ۱۳۹۵

چند قاب از اسب‌ها

تمام کودکی‌ام عاشق اسب بودم. بزرگ‌ترين آرزوی بچگی‌ام بود. هميشه در خيالم سوار بر اسب سیاهی بودم که می‌تاخت و یال‌هایش به صورتم می‌خورد. با اسب خیالی‌ام به مدرسه می‌رفتم. در خيابان‌ها قدم مي‌زدم.

64-YekMakan-Pishkhaan

اسفند ۱۳۹۴ و فروردین ۱۳۹۵

«روایتی از زندگی در کنار عشایر»

امروز شصتِ بهار است. شصت روز از بهار گذشته. خوزستان گرم است. گرم و خشک. بچه‌ها توی چشمه بازی می‌کنند. زن‌ها خودشان را باد می‌زنند. کسی آتش روشن نمی‌کند. غذا نان و ماست است. سرد و سبک و ساده. ماست را امروز نخوری تا فردا ترش شده.

صحنه‌اي از فيلم Gravity ساخته Alfonso CuarÓn |2013

اسفند ۱۳۹۴ و فروردین ۱۳۹۵

روایتی از دو فضانوردِ گیر افتاده در فضا

در اولین روز فوریه ۲۰۰۳، شاتل «کلمبیا» دقایقی مانده به فرود بر زمین، منفجر شد و علاوه بر از بین رفتن هفت سرنشینش، مسئله‌ی دیگری به وجود آورد. «کلمبیا» قرار بود وسیله‌ی بازگشت دو فضانورد آمریکایی ساکن ایستگاه فضایی بین‌المللی به زمین باشد.

60-1Makan-Pishkhaan

آبان ۱۳۹۴

مهم‌ترین چیزی که پناهجویان با خودشان برداشته‌اند

همه‌ی این پناهجویان در گذشته‌ی نزدیک، در آن شبی که مخفیانه و با حداقل اسباب و وسایل جلای وطن کرده‌اند، مجبور شده‌اند پیش خودشان به سوال‌هایی شبیه این جواب بدهند: کدام را بردارم؟ دوست دارم چه چیزی را همیشه همراه داشته باشم؟ اگر دیگر به این خانه برنگشتم، اگر جنگ به‌زودی با خاک یکسانش کرد کدام‌شان را می‌خواهم نجات بدهم؟

سحر مختاري/ ترمينال غرب-1384

مرداد ۱۳۹۴

ترمینال غرب

گريه‌ام مي‌گيرد. هرقدر هم براي سفر آماده باشيد باز هم در لحظه‌هاي آخرِ قبل از حرکت اضطراب و آشوبي هست که نمي‌شود از آن فرار کرد. اين‌جور وقت‌ها هزار فکر بي‌ربط مي‌آيد سراغ آدم، از خاطره‌هاي تاريخ‌گذشته گرفته تا اتفاقات مبهم آينده. از سالن مي‌زنم بيرون. نزديک ساختمان اصلي ترمينال، کنار محوطه‌ي بازي کوچکي که چند تاب و سرسره دارد روي نيمکتي مي‌نشينم.

زمزمه حجره‌ها

تیر ۱۳۹۴

دانشجویان خارجی مسلمان جامعة‌المصطفی در قم

لبه‌های چینی کمتر از سین‌کیانگ هستند. چون آن‌جا دانشگاه اسلامی و حوزه‌ی علمیه هست و کمتر به این هجرت طولانی نیاز است. چینی‌ها برخلاف اندونزیایی‌ها و تایلندی‌ها و خصوصا آفریقایی‌ها کمتر لباس محلی می‌پوشند و هم‌رنگ جماعت می‌شوند تا مثل توریست‌ها جلوه‌گری نکنند. گوشه‌گیرند و سعی می‌کنند هر کاری را دسته‌جمعی انجام دهند.