آذر ۱۳۹۶

گفت‌وگو با ایشی‌گورو درباره‌ی زبان‌جهانی داستان‌هایش

من با تصورِ سفت‌وسخت یک کشور دیگر در سرم بزرگ شدم، یک کشور دیگرِ خیلی مهم که با آن گره‌های حسیِ سفت‌وسختی داشتم. والدینم آموزش‌هایی بهم می‌دادند که مرا برای برگشت به ژاپن آماده نگه دارند. کلی کتاب و مجله و این‌طور چیزها برایم گرفته بودند. البته که من ژاپن را نمی‌شناختم ولی تمام وقتی که در انگلیس بودم تصویری خیالی از آن‌جا برای خودم می‌ساختم.

آبان ۱۳۹۶

گفت‌وگو با تد چیانگ درباره‌ی سیر داستان علمی‌تخیلی در چند دهه‌ی اخیر

کتاب‌هایی را كه درباره‌ی پدیده‌های غیرعادی و فراطبیعی بود هم خیلی دوست داشتم، چیزهایی مثل هیولای دریاچه‌ی ‌نس یا پاگُنده. فکر کنم میلم را به چیزهای عجیب این‌طوری سیراب می‌کردم تا این‌که بالاخره داستان علمی‌تخیلی را کشف کردم.

آبان ۱۳۹۶

گفت‌و‌گو با دنیس جانسن درباره‌ی تجربه‌ی نوشتن ژانرهای مختلف

نوشته‌های من در طول سال‌ها گسترش می‌یابد. ابتدا با یادداشت‌هایی پراکنده سروکله‌شان پیدا می‌شود، بعد با ایده‌ها کلنجار می‌روم و اصلاح‌شان می‌کنم، صداها، توصیف‌ها. بعدکمی وقت تلف می‌کنم و در مراحل آخر،خیلی جدی پای کار می‌نشینم و سعی می‌کنم با استراحت‌هایی گاه و بی‌گاه هر روز یکی دو صفحه بنویسم.

مهر ۱۳۹۶

گفت‌وگو با دیوید فاستر والاس درباره‌ی آینده و ادبیات

از آن‌جا که رنج ‌کشیدن بخش ناگزیری از آدم ‌بودن است، بخشی از دلیل ما برای رفتن سراغ هنر هم تجربه‌ی رنج ‌کشیدن است، در واقع می‌خواهیم یک نوع رنج نیابتی را تجربه کنیم، یک‌ جور عمومیت‌ دادن به رنج.

مرداد ۱۳۹۶

گفت‌وگو با جولین بارنز درباره‌ی دنیای درونی نویسنده

بارنز، داستان‌نویس و منتقد انگلیسی و برنده‌ی من‌بوكرز ۲۰۱۱ به‌خاطر یازدهمین رمانش، دركِ یك پایان، در گفت‌وگوی زیر به پرسش‌های بالا پاسخ می‌دهد. بارنز در خانواده‌ای فرهنگی زیر نظر پدر و مادری تربیت شده كه هر دو معلم زبان فرانسه بوده‌اند. برخی از رمان‌های بارنز در سال‌های اخیر به فارسی ترجمه شده‌اند.

تیر ۱۳۹۶

گفت‌وگو با چیماماندا انگوزی آدیچی؛ نویسنده‌ی شناخته‌شده‌ی نیجریه

همیشه مردم را تماشا کرده‌ام. همیشه هم دوستشان داشته‌ام. منظورم این است که مردم خیلی جذاب‌اند، چیزهای کوچک بامزه‌ای در آنها پیدا می‎کنم، این انسانیت پرنقص برایم جذاب است.

تير ۱۳۹۵

گفت‌وگو با کنزابور و اوئه، نویسنده‌ی ژاپنی برنده‌ی جایزه‌ی نوبل

من جزو آن دسته از نویسنده‌هایی هستم که بارها و بارها متن‌شان را بازنویسی می‌کنند. برای اصلاح مجدد بسیار حریصم. اگر یکی از نسخه‌های دست‌نویسم را ببینید متوجه تغییرات زیادي كه در متن داده‌ام می‌شوید.

خرداد  ۱۳۹۵

گفت‌و‌گوي‌ یکتا کوپان با اورهان پاموک

استانبول شهری است بینابینی. شهری بر لبه‌ی دو جهان شرق و غرب که میزبان مسافران فرهنگ هر دو سو بوده است. اورهان پاموک، نویسنده‌ی ترکیه‌ای برنده‌ی جایزه‌ی نوبل، در مصاحبه با یکتا کوپان، یکی دیگر از نویسندگان معاصر ترکیه، از تاثیر نوشتن در چنین شهری می‌گوید.

ارديبهشت ۱۳۹۵

آخرين گفت‌وگوي ايمره كرتيس با پاريس ريويو

ایمره کرتیس، نویسنده‌ی مجارستانی برنده‌ی جایزه‌ی نوبل، در فروردین‌ماه امسال پس از سال‌ها تحمل بیماری پارکینسون، در ۸۶ سالگی از دنیا رفت. کرتیس از کودکی با سختی و رنج آشنا بود، نوجوانی‌اش را تحت سلطه‌ی آلمان نازی گذراند و بیشتر دوران بزرگسالی را هم در خفقان کمونیسم زندگی کرد.

اسفند ۱۳۹۴ و فروردین ۱۳۹۵

گفت‌وگوي نيويوركر با آريل دورفمن درباره‌ي داستان «انجيل به روايت گارسيا»

گارسيا دارد چيزی را پنهان مي‌كند، شايد هم بيشتر از يك چيز. مثل همه‌ي آدم‌ها بخشي از زندگي و افكارش را پنهان نگه مي‌دارد. این راهکاری است براي بقا كه پيشنهاد مي‌كند دانش‌آموزان هم از آن تقليد كنند. پس مي‌توانم صادقانه بگویم كه چیزی را که گارسيا خودش نمي‌گويد من هم نمي‌دانم، یعنی همان افكار دروني‌اش كه اجازه‌ي موشكافي‌ آن‌ها را به هیچ‌کس نمي‌دهد.