تیر۱۳۹۷

قسمت دوم: شروع متن با توصیف و گفت‌وگو

ر قسمت اول کارگاه ناداستان، قلابِ شروع توضیح داده شد؛ این‌که نویسنده‌ی ناداستان چطور می‌تواند در شروع متن مخاطب را همراهش بکشاند. در قسمت دوم، گشایش‌های نمایشی، نویسنده با آوردن چند مثال از ناداستان‌نویس‌های مطرح، روش‌هایی مثل گفت‌وگو یا توصیف را برای درگیر کردن خواننده و جذاب‌تر کردن ناداستان آموزش می‌دهد.

تیر۱۳۹۷

نبایدهای داستان كوتاه كوتاه

من از این ایده که داستان کوتاه کوتاه قوانین سخت و خشکی داشته باشد بیزارم و آن‌قدر هم گستاخ نیستم که بگویم قانون‌گذار داستان کوتاه کوتاه منم. می‌توانم داستان‌هایی را مثال بزنم که بعضی از کارهایی که در موردشان نق می‌زنم کرده باشند و جواب گرفته باشند ـ حتی خود من هم گاه‌گداری این به‌اصطلاح قوانین را شکسته‌ام.

خرداد ۱۳۹۷

چقدر زندگی نویسنده به آثارش سرایت می‌كند؟

به‌گمانم ما، کم‌و‌بیش، هنگام نوشتن برای خودمان اسم و رسم می‌سازیم و برای همین همیشه میل داریم از خودمان بنویسیم. وقتی مردم می‌پرسند که آیا با دست می‌نویسی یا با ماشین‌تحریر یا رایانه، در واقع مشتاق‌اند بدانند چقدر نوشته‌تان شخصی است.

خرداد ۱۳۹۷

قسمت اول در شروع نوشتن چطور قلاب متن‌مان را بیندازیم؟

وظیفه‌ی ناداستان گزارش حقایق نیست بلکه بیان حقایق به شیوه‌ای است که فهم عمیق‌تری از موضوع به خواننده منتقل کند. نویسنده برای نوشتن ناداستان خلاقانه به مهارت قصه‌گویی و پژوهش نیاز دارد. او باید روی موضوعش تسلط داشته باشد، نه این‌که صرفا حقایق را حفظ کند و آن‌ها را با نقل‌قول گزارش دهد.

اردیبهشت ۱۳۹۷

در ستایش مطالعه

راسکین کتاب‌ها را به دو دسته تقسیم می‌کند: آثار موقتی، آثار جاویدان. کتاب‌های موقتی صحبت‌هایی مفید یا لذت‌بخش‌اند مانند سفرنامه‌ها و خاطرات. یعنی بیشتر شامل نامه یا روزنامه‌اند تا کتاب. کتاب جاویدان نوشته است نه صحبت. تمامی یک زندگی که در چندین صفحه گنجانده شده، پیغامی به ابدیت، حقیقتی که کسی تا به امروز نگفته یا نخواهد گفت.

اردیبهشت ۱۳۹۷

روند ترجمه‌ی اثر ادبی به زبان‌ بیگانه

وقتی به آنتون چخوف پیشنهاد کرده بودند داستان‌هایش به زبان فرانسه ترجمه شود، باتعجب گفته بود: «اما داستان‌های من زندگی روسی را نقل می‌کنند. این چه ربطی می‌تواند به فرانسوی‌ها داشته باشد؟»

بهمن ۱۳۹۶

متن سخنرانی نوبل ادبی ۲۰۱۷ کازوئو ایشی‌گورو

نقطه‌های عطف‌ در زندگی حرفه‌ای یک نویسنده ـ و چه‌بسا در بسیاری دیگر از حرفه‌ها ـ شبیه این است. اغلب لحظه‌هایی کوچک و بی‌نظم‌اند. بارقه‌های خاموش و خصوصی مکاشفه. زیاد نمی‌آیند و وقتی می‌آیند، ممکن است به‌کلی بدون‌ های و هو باشند و مربی‌ها یا همکاران هم تاییدشان نکرده باشند. برای جلب توجه، اغلب باید با اقتضائات بلندمدت‌تر و ظاهرا مصرانه‌تر رقابت کنند.

دی ۱۳۹۶

چند عكس از وعده‌های غذایی در داستان‌ها

کیت یانگ، بلاگر آمریکایی، چند سالی است پروژه‌ای را دنبال می‌کند که هم ادبیات دارد و هم غذا. غذاهای داستان‌های مختلف را می‌پزد و جزئیات پخت و برشی از داستان را که به غذا اشاره شده همراه عكس‌ها منتشر می‌کند. در آلبوم روبه‌رو چند قاب از غذای داستان‌هایی را می‌بینیم که عناوینش برای خوانندگان ایرانی هم آشنا است. معادل فارسی برش‌های داستانی را از ترجمه‌هایی كه پیش‌تر از این كتاب‌ها انجام شده نقل كرده‌ایم.

دی ۱۳۹۶

وقتی درباره‌ی غذا می‌نویسیم از چه می‌نویسیم؟

بیشتر کتاب‌هایی که در آن‌ها اشاره‌ای به غذا می‌شود، از جمله رمان‌های کلاسیک قرن نوزدهم، غذاهای نوع اول را دارند. در رمان‌های ترولوپ سه وعده غذا در روز سرو می‌شود. افراد و سیاستمداران استیک، کباب‌ بره یا گوشت گوسفند می‌خورند اما در واقع می‌توان غذاها را به‌راحتی با هم جابه‌جا کرد.

آذر ۱۳۹۶

ایده‌ی داستان کوتاه «پروانه و تانک» همینگوی چطور شکل گرفت؟

یک شب داخل کافه جنجالی به پا شد. همه این طرف و آن طرف پناه گرفتند و زیر میز و صندلی‌ها قایم شدند. شنیدم که یک نفر در شلوغ‌ترین ساعت کافه هفت‌تیرش را بیرون کشیده و چند تیر به یکی زده و او را کشته. همینگوی همین ماجرا را به داستان پروانه‌ و تانک تبدیل کرد.