مرداد ۱۳۹۶

قسمت نهم چطور از «فضاسازی» به ايده برسيم

قصه با یک ایده شروع می‌شود یا فکر یا مضمون یا پلاتی نصف‌ونیمه اما شروع کردن یک قصه با فقط حسی از فضایی که دوست داری تجربه‌اش کنی خیلی ریسک‌پذیر است. خیلی زیاد.

مرداد ۱۳۹۶

نامه‌ای سرگشاده به ویکی‌پدیا برای اصلاح یك مدخل

اخیرا به‌واسطه‌ی مشاور ادبی‌ام از ویکی‌پدیا خواستم توضیحات نادرست آن مدخل و دو مدخل دیگر را پاک کنند. مدیر ویکی‌پدیای انگلیسی با نامه‌ای به تاریخِ ۲۵ اوت به مشاورم نوشت که من، یعنی راث، منبع معتبری نیستم. مدیر ویکی‌پدیای انگلیسی نوشته بود: «حرف شما را می‌فهمم که نویسنده بیشترین صلاحیت را در مورد کار خودش دارد ولی ما منبع ثانوی می‌خواهیم.»

مرداد ۱۳۹۶

گفت‌وگو با جولین بارنز درباره‌ی دنیای درونی نویسنده

بارنز، داستان‌نویس و منتقد انگلیسی و برنده‌ی من‌بوكرز ۲۰۱۱ به‌خاطر یازدهمین رمانش، دركِ یك پایان، در گفت‌وگوی زیر به پرسش‌های بالا پاسخ می‌دهد. بارنز در خانواده‌ای فرهنگی زیر نظر پدر و مادری تربیت شده كه هر دو معلم زبان فرانسه بوده‌اند. برخی از رمان‌های بارنز در سال‌های اخیر به فارسی ترجمه شده‌اند.

تیر ۱۳۹۶

قسمت هشتم: توصیه‌هایی برای انتخاب «منظر روایت»

گاهی با ایده با فکری که زده به سرت لج کن، بگو نمی‌نویسم بگو چرا باید بنویسم. دیگران نوشتن به اون خوبی من چرا باید بنویسم. اونوقت اگه دیدی یه‌جوریه که نمی‌تونی ننویسی یه خلاصه ازش دربیار ببین اصلا پلات (طرح، پیرنگ، بیرنگ) مایه دست میده. اگه پلات میده مضمون قابل عرضی هم میده اونوقت بنویس.

تیر ۱۳۹۶

مسیر نویسنده شدن از زبان یک برنده‌ی جایزه‌ی نوبل ادبی

چون ریاضی می‌خواند باید بیشتر وقتش را با ریاضیات سر كند. ریاضیات ساده است ولی لاتین سخت است. در درس لاتین خیلی ضعیف است. سال‌هایی كه در مدرسه‌ی كاتولیك درس می‌خواند، منطق نحوِ لاتین را در ذهنش جا انداخته؛ می‌تواند مثل سیسرون نثر باوقاری بنویسد اما ویرژیل و هوراس با آن نگارش آشفته و دایره‌ی لغات تهوع‌آور، او را گیج می‌كنند.

تیر ۱۳۹۶

سوژه‌های آفریقایی در برابر جاودانگی

مسئله‌ی اساسی آزادی است. هیچ ملتی نمی‌تواند بدون آزادی بزرگ یا خشنود باشد. هیچ ادبیاتی هم نمی‌تواند بدون آن درخشان باشد. پیش‌نیاز اصلی ادبیات آزادی است. اولین آزادی هم آزادی ذهنی است؛ چون میتوان در دنیا آزاد ولی در ذهن زندانی بود.

تیر ۱۳۹۶

چطور از آفریقا بنویسیم که خوب باشد

واینا آینا یکی از نویسندگان سرشناس کنیایی در این متن با زبانی طنازانه از این کلیشه‌ها میگوید؛ كليشه‌ها دستاويزی هستند تا نويسنده ذهن ما را به چالش بكشد و نشان بدهد كه احتمالا هيچ‌كدام از ما از اين دايره بيرون نيستيم و آنچه را كه نگاه غالب و رسمی در ذهنيت ما جا انداخته، همه پذيرفته‌ايم و رنگارنگی و تنوع اين قاره‌ی بزرگ را با پنجاه‌وچهار كشور مستقل ناديده گرفته‌ايم.

تیر ۱۳۹۶

گفت‌وگو با چیماماندا انگوزی آدیچی؛ نویسنده‌ی شناخته‌شده‌ی نیجریه

همیشه مردم را تماشا کرده‌ام. همیشه هم دوستشان داشته‌ام. منظورم این است که مردم خیلی جذاب‌اند، چیزهای کوچک بامزه‌ای در آنها پیدا می‎کنم، این انسانیت پرنقص برایم جذاب است.

خرداد ۱۳۹۶

قسمت هفتم: ژانر و توصيه‌هايی برای بومی كردن آن

یکی از ژانرهایی که خیلی به تعریف ژانر نزدیک است و نمی‌شود کلک زد و چیزهای دیگری با آن قاتی زد، ژانر پلیسی‌معمایی است، همان که مسما شده به رمان ـ مسئله. منظور این است که اصل بر پلات باشد نه مضمون و با منطقی و استدلالی و استنباطی فراتر از فرد نویسنده و خلقیات و درونیات و نیات او نوشته شده باشد.

خرداد ۱۳۹۶

چرا داستان كوتاه اقبال كمتری نسبت به رمان دارد؟

در مقام یک داستان‌کوتاه‌نویس سال‌ها در انکار زندگی می‌کردم. وانمود می‌کردم همه‌ی ناشران اشتباه می‌کنند که می‌گویند داستان ‌کوتاه نمی‌فروشد. وانمود می‌کردم آن‌هایی که در شبکه‌های اجتماعی کتاب کامنت می‌گذارند که «کاش رمان می‌نوشت» از جماعتِ بی‌خبر و همیشه‌شاکی در مورد همه‌چیزند.