داستانک

داستانک

به این فکر می‌کردم که وقت غروب، بالای تپه‌ای پر از چمن‌های بلند، یک مرد و یک زن که پشت به پشت هم تکیه داده باشند به یک درخت تنومند؛ از آن پایین چه سوژه‌ی نابی می‌شوند برای این‌که عکسِ زمینه‌ی صفحه‌ی نمایش کسی شود یا توی مسابقه‌ی عکاسی جایزه بگیرد. یا شاید هم قاب عکس اتاق خوابی دونفره.
کسی چه‌می‌داند ما سر چه‌چیزی دعوایمان شده و چه تصویری از هم توی ذهن‌مان جا گرفته که این‌طور به این درخت پیر زمخت تکیه داده‌ایم تا بدن‌هایمان به‌هم نخورد و چندش‌مان نشود.

۱۱ دیدگاه در پاسخ به «از این بالا»

  1. سرباز شهاب -

    داستانک های این شماره غافلگیرم کرد.
    دو نویسنده ای که تحصیلات مهندسی و نامرتبط داشتند به مراتب کارهایشان بهتر بود از نویسنده هایی که تحصیلات مربوط تری داشتند

  2. من -

    سلام.ببخشيد،يه سوال.شماره ي خردادماه هم دير مياد بيرون يا طبق روال سابق اوايل ماه؟

    1. روناز کمالی -

      سلام. شماره‌ی خرداد هم قرار است پنجم خرداد منتشر شود اگر مشکلات جدیدی پیش نیاید. از تیر به روال عادی برمی‌گردیم.

  3. جواد -

    من فکر می کردم “از این بالا” اشتباه تایپ شده بود “از این بال”
    این طور نبود؟

  4. ارشیا -

    سلام میخواستم بدونم داستانک هامون رو به چه ایمیلی بفرستیم وبا چه فایلی چه مشخصاتی از خودمون رو لازم بدیم

  5. سمیه -

    خیلی زیبا بود مثل بقیه داستانکاتون
    آقای مکوندی ما بی صبرانه منتظر انتشار کتابتون هستیم,هر کسی نمیتونه مثل شما داستانک بنویسه!

  6. آرش -

    سلام.با توجه به شروع دوباره چاپ داستانک.جدول رهگیری داستانک رو مجددن از کی میزنید؟