Nine Francois | قرینه‌ی‌ اصل اثر

داستان

انسان‌ها از رصدخانه‌ی رادیویی آرِسیبو استفاده می‌کنند تا موجودات هوشمند فرازمینی را بیابند. تمایل آن‌ها به برقراری ارتباط چنان شدید است که گوشی ساخته‌اند که می‌تواند صداهای آن‌ سوی کهکشان را هم بشنود.

اما من و طوطی‌های دیگر همین‌جا بیخ گوش‌شان هستیم. چرا به شنیدن صدای ما علاقه‌ای ندارند؟

ما نوعی غیرانسان هستیم که قادریم با آن‌ها ارتباط برقرار کنیم. آیا دقیقا همان چیزی نیستیم که انسان‌ها به جست‌وجویش هستند؟

جهان چنان وسیع است که حیات هوشمند قطعا بارها پیدا شده است. جهان در ضمن چنان کهن است که حتی نوعی حیات مجهز به فناوری هم فرصت داشته که تکوین بیابد و کیهان را پر کند. با این‌همه در هیچ‌کجا جز بر کره‌ی زمین حیات وجود ندارد. انسان‌ها به این پدیده تناقض فِرمی می‌گویند.

یکی از راه‌حل‌های پیشنهاد‌شده برای حل تناقض فِرمی این است که نوع هوشمند تلاش کرده تا حضورش را پنهان کند مبادا هدف حمله‌ی مهاجمان متخاصم قرار بگیرد.

من در مقام عضوی از یک نوع که انسان‌ها آن را تقریبا تا آستانه‌ی انقراض برده‌اند، می‌توانم گواهی بدهم که راهبرد خردمندانه‌ای است.
بی‌سروصدا زندگی کردن و اجتناب از جلب توجه عاقلانه است.

تناقض فِرمی را گاه به نام سکوت بزرگ می‌خوانند. جهان قاعدتا بایست مملو از صداهای ناهمگون باشد اما به‌ نحو تشویش‌آوری بی‌صدا است.

برخی از انسان‌ها این نظریه را مطرح کرده‌اند که انواع هوشمند پیش از این‌که بتوانند پای از کرات خود بیرون بگذارند منقرض می‌شوند. اگر حق با آن‌ها باشد، در این صورت این سکوتِ سنگینِ آسمانِ شب سکوتِ گورستان است.

صدها سال پیش، تعداد همنوعان من چندان زیاد بود که آوای ما در سرتاسر جنگل ریو آباخو طنین‌انداز می‌شد. حالا دیگر کمابیش از بین رفته‌ایم. چیزی نمی‌گذرد که این جنگل بارانی به اندازه‌ی باقی کیهان بی‌صدا شود.

طوطی آفریقایی خاکستری‌ای بود به نام اَلِکس. بابت توانایی‌های شناختی‌اش مشهور شده بود. یعنی بین انسان‌ها مشهور شده بود.
انسان پژوهشگری به نام آیرین پِپِربِرگ سی سال صرف مطالعه‌ی الکس کرد. دریافت که الکس علاوه بر این‌که نام شکل‌ها و رنگ‌ها را می‌داند، مفاهیم شکل و رنگ را هم واقعا درک می‌کند.

بسیاری از دانشمندان تردید داشتند یک پرنده بتواند مفاهیم انتزاعی را دریابد. انسان‌ها دوست دارند گمان کنند که یگانه‌اند اما سرانجام پپربرگ متقاعدشان کرد که الکس فقط کلمات را تکرار نمی‌کند، بلکه می‌فهمد که دارد چه می‌گوید.

از میان تمام خویشاوندانم، الکس بیش از بقیه توانست به مرحله‌ای نزدیک شود که انسان‌ها او را به صورت طرف خود در ارتباط جدی بگیرند.

الکس وقتی هنوز نسبتا جوان بود، ناگهانی درگذشت. شب قبل از مرگش به پپربرگ گفت: «خوب باشی. دوستت دارم.»

اگر انسان‌ها به دنبال برقراری ارتباط با یک موجود هوشمند غیرانسان هستند، دیگر بیشتر از این چه می‌خواهند؟

هر طوطی آوایی یگانه دارد که برای شناساندن خود به‌ کار می‌برد؛ زیست‌شناسان آن را «آوای ارتباطی» نامیده‌اند.

ادامه‌ی این داستان را می‌توانید در شماره‌ی هشتادودوم، آبان ۹۶ ببینید.

این داستان با عنوان The Great Silence سال ۲۰۱۶ در مجموعه‌داستان The Best American Short Stories منتشر شده است.

نظر شما

(لازم)