یادداشت سردبیر

هشتم دی‌ماه، میلاد پیامبر نور و رحمت

چون آدم را از زمين بيافريد، نورِ مصطفا را به پيشاني آدم آورد. چون خداي را سجود كرد، نخست نورِ مصطفا سجود كرد، آن‌گه آدم، آن‌گه ديگر پيغامبران در قَفاي آدم بودند، بر مُتابعتِ نورِ مصطفا سجود كردندو دیگر اُمّتان در پُشتِ آدم بودند، برمُتابعتِ انبیا سجود کردند. ندا در مَلَكوت افتاد كه «وَالسّابِقونَ السّابِقون، اولئكَ المُقَرَّبون.»
چون آدم سر از زمين برداشت، شعاعِ نورِ مصطفا ديد بر زمين افتاده، همه حواليِ آدم از آن روشن شد. گفت «يا رَب، اين چه نو ر است كه از پيشانيِ من مي‌تابد؟»
ندا آمد كه «اين نورِ فرزندي‌ست از فرزندانِ تو، خاتمِ انبيا، نبيِّ اُمّيِ عربي، آن است كه تو را و همه‌ي پيغامبران را از بهرِ او آفريده‌ام. روزِ قيامت، همه‌ي انبيا در زيرِ عَلَمِ او باشند و همه‌ي اُمَّتان تَبَعِ اُمَّتِ او باشند. تا اُمَّتِ او را در بهشت نيارم، هيچ امَّتي را به بهشت راه نباشد.»
آدم را صبر برسيد در آرزوي ديدارِ وي. گفت «يا رَب، چه بُوَد كه مرا به وي ديدار دهي؟»
ندا آمد نورِ مصطفا را كه «از پيشانيِ وي فرو رو، به سرِ انگشتِ مُسَبِّحه‌ي او شو!»
نورِ مصطفا آهنگ به سويِ راستِ آدم كرد، ندا در مَلَكوت افتاد كه «وَ اصحابُ‌اليَمينِ ما اصحابُ اليَمين.»
چون به سرِ انگشت مُسَبِّحه‌ي وي رسيد، آدم آن انگشت برآورد و شهادت گفت كه «اشهدُ ان لا‌الهَ اِلّاالله و اشهَدُ انَّ محمّداً رسولُ‌الله!» آن‌گه، برآن نورِ مصطفا سلام كرد. خداي، به نوبتِ مصطفا، جوابِ سلامِ آدم باز داد.

تفسير عتيق نيشابوري، ابوبكر عتيق ابن محمد نيشابوري، ويرايش جعفر مدرس صادقي، بنياد آفرينش هنري نياوران، ۱۳۸۰

درباره‌ي اين شماره
يك یلدا با داستان و داستان‌سرایی پیوندی دیرینه دارد. به همین بهانه در این شماره به سراغ هزار‌و‌یک‌شب رفته‌ایم؛ این بلندترین داستان شرقی که بسیاری از آداب و رسوم و سنت‌های زندگی ایرانی را نیز در خود جای داده است. در بخش روایت‌های داستانی «حدیث حیات» برش‌هایی است از نخستین ترجمه‌ی هزار‌و‌یک‌شب به فارسی. ترجمه‌ای که نزديك به چهل سال قدیمی‌تر از ترجمه‌ی شناخته‌شده‌ی عبداللطیف طسوجی است. این ترجمه که به تازگی شناسایی شده، از نظر تاریخی و زبانی ارزش فراوانی دارد و این نخستین بار است که بخش‌هایی از آن در اختیار عموم قرار می‌گیرد.
در «صنیع‌الملک و شرکا» تعدادی از نقاشی‌های دیده‌نشده‌ي هزار‌و‌یک‌شب را به همراه داستانی که روایت می‌کنند، از نسخه‌ي مصور کتابخانه‌ي خطي کاخ گلستان برایتان انتخاب کرده‌ایم، همين‌طور«شاه‌دزد داستان‌ها» برش‌هایی است از داستان‌هايی كه هزار‌و‌یک‌شب آن‌ها را به نوعی مال خود کرده و دوباره تعريف‌شان کرده.
«تردستي‌هاي يك زن» نگاهي تحليلي است به هزار و يك شب و اينكه چگونه اين داستان با ترفندهايي، نقص‌هاي روايتش را پوشانده. «صبح روز بعد» گزیده‌ای است از سه مقاله‌ي جان بارت، نویسنده‌ي معاصر آمریکایی، که از دلبستگی‌اش به کتاب هزار‌و‌یک‌شب می‌گوید و اینکه شیوه‌ي روایت این کتاب چگونه الهام‌بخش او در داستان‌گویی بوده است. «هزار‌و‌یک شهرزاد» نیز برش‌هایی است از هفت داستان‌ و رمان‌ معاصر به عنوان نمونه‌هایی از صد‌ها اثر داستاني که با الهام از هزار‌و‌یک‌شب نوشته شده‌اند.

دو تنها در فاصله‌ي چند روز از شب یلدا، هموطنان مسیحی‌مان در ایران مناسبت دیگری را نیز گرامی می‌دارند و مراسم آیینی مخصوص آن را برگزار می‌کنند. «شاریک روی برگ‌های سوزنی» در بخش مستند روایت‌های هموطنان مسیحی‌مان از خاطرات شب کریسمس است و زندگی‌نگاره‌ی «کریسمس خانواده‌ي اسمیت» در بخش درباره‌ي زندگی هم حال‌و‌هوای کریسمس در خانواده‌ای آن سوی دنیا را ترسیم می‌کند.

سه چند روز بیشتر تا پایان دومین دوره‌ي جایزه‌ي داستان تهران باقی نمانده. در شماره‌های پیش به اطلاع‌تان رساندیم که مهلت ارسال آثار برای دومین دوره‌ي جایزه‌ي داستان تهران سی‌ام مهرماه به پایان رسید و آثار منتخب به هیئت داوران جشنواره: علی خدایی، فرخنده آقایی، علی موذنی، بلقیس سلیمانی و محمدحسن شهسواری سپرده شد. اختتامیه‌ي این دوره‌ی جشنواره، سوم دی‌ماه جاری در تالار فردوسی دانشکده‌ي ادبیات دانشگاه تهران برگزار می‌شود و در این برنامه برگزیدگان دومین دوره‌ي جایزه‌ي داستان تهران اعلام خواهند شد. جزئیات بیشتر در این‌باره را می‌توانید در سایت مجله‌ي داستان به نشانی dastanmag.com دنبال کنید.

چهار در طول سال گذشته، ده داستان از داستان‌های برگزیده‌ي اولین دوره‌ي جایزه‌ي داستان تهران را در ماهنامه‌ي داستان همشهری منتشر کردیم. در آستانه‌ي برگزاری اختتامیه‌ي دومین دوره‌ي این جشنواره بر آن شدیم تا مجموعه‌ي این داستان‌ها را در قالب نسخه‌ای الکترونیکی در اختیار مخاطبان مجله قرار دهیم. اولین کتاب داستان تهران را می‌توانید با استفاده از سامانه‌ي هم‌افزای همشهری در صفحات ۳۲ و ۳۳ مجله ببينيد.
یلدایتان خوش

یک دیدگاه در پاسخ به «حديث نور»